منبر
می خواهیم از آخر به اول بروم. با آن همه خاصیت که برای گریه بر حضرت سیدالشهدا ع و مصیبتشان ذکر شده، اگر این گریه باعث نشود که در خانه و بیرون از خانه زود عصبانی نشوی، از فحش هایت کم نکند، باعث نشود بعضی چیزهای داخل گوشی ات را پاک نکنی، باعث نشود موقع کار خیر دستت زودتر به آن بجنبد، هرجا مظلومی دیدی بر ظالمش لعنت نفرستی، سودی به حال ما نخواهد داشت.
چند خط زیر را از کتاب ابوالمشاغل مرحوم نادر ابراهیمی انتخاب کرده ام که یکی از بهترینِ نوشته های اوست.
《روزی، در مجلس ختمی، مرد متین و موقری که در کنارم نشسته بود و قطره اشکی هم در چشم داشت، آهسته به من گفت: آیا آن مرحوم را از نزدیک می شناختید؟گفتم: خیر قربان! خویشِ دور بنده بوده و به اصرار خانواده آمده ام، تا متقابلا،در روز ختم من، خویشان خویش، به اصرار خانواده بیایند.حرفم را نشنید، چرا که می خواست حرفش را بزند. پس گفت:بله… خدا رحمتش کند! چه خوب آمد و چه خوب رفت. آزارش به یک مورچه هم نرسید. زخمی هم به هیچکس نزد. حرف تندی هم به هیچکس نگفت. اسباب رنجش خاطر هیچکس را فراهم نیاورد. هیچکس از او هیچ گله و شکایتی نداشت. دوست و دشمن از او راضی بودند و به او احترام می گذاشتند… حقیقتا چه خوب آمد و چه خوب رفت…
گفتم: این، به راستی که بیشرمانه زیستن است و بیشرمانه مردن. با این صفات خالی از صفت که جنابعالی برای ایشان بر شمردید، نمی آمد و نمی رفت خیلی آسوده تر بود، چرا که هفتاد سال به ناحق و به حرام، نان کسانی را خورد که به خاطر حقیقت می جنگند و زخم می زنند و می سوزانند و می سوزند و می رنجانند و رنج می کشند… و این بیچاره ها که با دشمن، دشمنی می کنند و با دوست دوستی، دائما گرسنه اند و تشنه، چرا که آب و نان شان را همین کسانی خورده اند و می خورند که زندگی را “بیشرمانه مردن” تعریف می کنند. آخر آدمی که در طول هفتاد سال عمر، آزارش به یک مدیر کلّ دزد منحرف، به آدم بدکار هرزه، به یک چاقو کش باج بگیر محله هم نرسیده، چه جور جانوری است؟ آدمی که در طول هفتاد سال، حتی یک شکنجه گر را از خود نرنجانده و توی گوش یک خبرچین خودفروش نزده است، با چنگ و دندان به جنگ یک رباخوار کلاه بردار نرفته،پسِ گردن یک گران فروش متقلب نزده،و تفی بزرگ به صورت یک سیاستمدار خودباخته ی وابسته به اجنبی نینداخته، با کدام تعریفِ آدمیت و انسانیت تطبیق می کندو به چه درد این دنیا می خورد؟ آقا ی محترم!ما نیامده ایم که بود و نبودمان هیچ تاثیری بر جامعه بر تاریخ، بر زندگی و بر آینده نداشته باشد. ما آمده ایم که با دشمنان آزادی دشمنی کنیم و برنجانیم شان، و همدوش مردان با ایمان تفنگ برداریم و سنگر بسازیم، و همپای آدمهای عاشق، به خاطر اصالت و صداقت عشق بجنگیم. ما امده ایم که با حضورمان، جهان را دگرگون کنیم، نیامده ایم تا پس از مرگمان بگویند: از کرم خاکی هم بی آزارتر بود و از گاو مظلومتر، ما باید وجودمان و نفس کشیدنمان، و راه رفتنمان، و نگاه کردنمان،و لبخند زدنمان هم مانند تیغ به چشم و گلوی بدکاران و ستمگران برود…》
حالا برسیم به اول خطابه که سر و ته شده. امام رضا ع به ابن شبیب یکی از یاران نزدیکشان فرمود: ابن شبیب وقتی می خواهی برای کسی یا چیزی گریه کنی بر حسین ع گریه کن.
مرحوم علامه جعفری میفرمود:
«… این غصه نیست، بلکه موتور و محرک تاریخ است. این که در این مکان جمع شدهایم و نام حسین بن علی را برده و آهی میکشید؛ این، گریه و اندوه نیست، بلکه محرک تاریخ انسانهاست. وقتی شما آهی از اعماق دل میکشید که ای حسین کاش ما هم با شما بودیم، این حال دلالت میکند بر این که ارواح آدمیان در عالیترین اوج، تسلیم آن مرد هستند. او روحها را مالک است.
اشکال ندارد عقده دلمان را در مجلس عزا خالی کنیم. اشکال ندارد مشکلات خودمان را در نظر بگیریم و با شفیع بردن حضرت سیدالشهدا ع برطرف شدنشان را از خدای حسین ع بخواهیم. ما با اشک روضه پدر و مادرمان حسینی شدیم. با اشکی که آمیخته به شیر مادر مکیدیم حسینی شدیم. خدا پدر و مادرهای رفته مان را به احترام این ایام بیامرزد و آن هایی که هستند سلامتشان بکند.
روضه
گینه نه شوریدی عالمده بو نه ماتم دی
که عرش و فرشد ه آثارغم مجسم دی
تعجبم بو عوالم ندور که عالمده
ملک فلک هامی غرق محیط ماتم دی
دگیبدی بیر بیرینه نظم عالم امکان
ندن نظام جهان نظمی نامنظم دی
مگرغروب ائلیوب آفتاب عالمتاب
که ملک عالم ایجاد،لیل مظلم دی
اورک لر آئینه سین محنت و ملال دوتوب
اسیر درد و محن، آدمیله عالم دی
نه یوز وئروبدی عوالمده خلق قان آغلور
باتوبدی یاسه ندن غرق محنت آدم دی
نه دور بو حادثه،گویلر مگر یئره توکولوب
و یا قیامت کبرا دی، حشر اعظم دی
چکوبدی قاره بولوتلارفضای افلاکه
حریرپرده ظلمت، نه سر مبهم دی
مگرجهالت اوزیله چکوب دور اوز قومی
مسیحی، دار صلیبه ملول، مریم دی
هلال خنجر افراسیاب دور دیه سن
سیاووشون تو که ناحق قانین، مصمم دی
و یا که لگه دی دریا یوزونده سرگردان
قالوب محیط خطرده، بلا فراهم دی
و یاچکوبدی علی ذوالفقاری خندقده
ولاده حافظ شرع رسول اکرم دی
سوروشدوم حکمتینی بیر حکیم عارفدن
جواب وئردی مگر بیلموسن؛ محرم دی
یتوبدی عمری زواله چیخوبدی ذیحجه
گلوب محرم آیی ، غم غم ایله مدغم دی
چکوبدی روح الامین قاره عرش اعلایه
بو آی عزا آییدی فصل محنت و غم د ی
بو آی حسینه معزادی کعبه معناده
توکن عذارینه اشگین بو غمده زمزم دی
زنده یاد استاد شبخیز
و علی لعنت الله علی القوم الظالمین و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون.
دعای آخر روضه:
خدایا کمکمان کن اشکی که بر حسین ع میریزیم موجد صفات خوب و خشکاننده صفات بد در ما باشد.
حامد خسرو شاهی