شهریار تبریز/ صفیه اصلانی: در نگاه نخست، ممکن است این ازدحام تنها نتیجه افزایش تعداد خودروها یا محدودیت ظرفیت خیابانها به نظر برسد، اما وقتی مسیر حرکت خودروها و مقصد سفرهای شهروندان را بررسی میکنیم، به مسئلهای مهمتر میرسیم: نحوه استقرار کاربریهای شهری و تمرکز مراکز مولد و جاذب سفر، یکی از عوامل اصلی شکلگیری ترافیک در تبریز است.
کاربری مولد سفر به مکانی گفته میشود که فعالیت آن باعث تولید یا جذب تعداد قابلتوجهی سفر در طول روز میشود. مدرسه، بیمارستان، مطب پزشک، اداره، مرکز خرید، دانشگاه، تالار، رستوران، بازار، بانک و مجموعههای ورزشی، فرهنگی و تفریحی از جمله این کاربریها هستند.
وجود چنین مراکزی برای زندگی شهری ضروری است؛ مسئله زمانی آغاز میشود که یک فعالیت پرتردد، بدون بررسی ظرفیت خیابانهای اطراف، وضعیت دسترسی، فضای توقف خودرو، امکانات حملونقل عمومی و شرایط محله، در نقطهای نامناسب مستقر شود.
زنگ مدرسه و آغاز نخستین موج ترافیک
یکی از نخستین صحنههای ترافیکی روز، مقابل مدارس شکل میگیرد. در فاصلهای کوتاه، تعداد زیادی خودرو وارد یک خیابان یا کوچه میشوند. برخی والدین برای پیادهکردن فرزند خود در حاشیه خیابان توقف میکنند، بعضی خودروها به دلیل نبود محل مناسب بهصورت دوبله میایستند و سرویسهای مدارس نیز برای سوار یا پیادهکردن دانشآموزان ناچار به توقف میشوند.
در چنین شرایطی، حتی یک توقف کوتاه میتواند ظرفیت عبور خیابان را کاهش دهد و صف خودروها را تا تقاطعهای مجاور امتداد دهد. وقتی چند مدرسه در یک محور یا محدوده نزدیک به یکدیگر قرار گرفته باشند، ترافیک تنها محدود به مقابل یک مدرسه باقی نمیماند و به مسئلهای برای کل محله تبدیل میشود.
در برخی محورهای شهری تبریز، تمرکز تعداد زیادی مدرسه در یک محدوده، همراه با عرض محدود معابر و کمبود فضای توقف، باعث شده است ساعات ورود و خروج دانشآموزان با یکی از پرترافیکترین دورههای روز همزمان شود.
راهحل این مسئله صرفاً افزایش حضور مأموران یا نصب علائم نیست. بررسی ترافیکی پیش از صدور مجوز مدارس، پیشبینی محل توقف سرویسها، مدیریت زمان ورود و خروج، جلوگیری از توقف دوبله، ایمنسازی مسیر پیاده دانشآموزان و تقویت سرویسهای گروهی میتواند از شدت این موج ترافیکی بکاهد.
خانههایی که به مطب و ساختمانهایی که به مرکز درمانی تبدیل شدهاند
چند ساعت بعد، شکل دیگری از ترافیک در اطراف ساختمانهای پزشکان، مطبها، درمانگاهها، آزمایشگاهها و مراکز تصویربرداری دیده میشود.
بسیاری از این فعالیتها در ساختمانهایی مستقر شدهاند که در ابتدا برای سکونت طراحی شده بودند. ساختمانی که پارکینگ، ورودی و دسترسی آن برای چند خانواده پیشبینی شده است، پس از تغییر کاربری ممکن است روزانه پذیرای دهها یا صدها مراجعهکننده باشد.
هر مطب یا مرکز درمانی تنها یک سفر ایجاد نمیکند. بیمار ممکن است همراه داشته باشد، با خودروی شخصی یا تاکسی مراجعه کند، مدتی در محل منتظر بماند و برای یافتن جای پارک چند بار در خیابانهای اطراف گردش کند. تاکسیها و خودروهای اینترنتی نیز برای سوار و پیادهکردن مسافران در مقابل ساختمان توقف میکنند.
این وضعیت بهویژه در خیابانهایی که چند مرکز درمانی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، به اشغال حاشیه خیابان، توقف دوبله، کندی جریان حرکت و افزایش تداخل میان خودروها و عابران پیاده منجر میشود.
تبریز بهعنوان یکی از قطبهای مهم درمانی منطقه، علاوه بر سفرهای درونشهری، پذیرای بیمارانی از شهرهای اطراف و حتی استانهای همجوار است. بنابراین، جانمایی مراکز درمانی باید نهتنها بر اساس نیازهای پزشکی، بلکه با درنظرگرفتن دسترسی حملونقل عمومی، پارکینگ، امکان توقف کوتاهمدت و ظرفیت شبکه معابر انجام شود.
اداراتی که مراجعات روزانه را در چند نقطه متمرکز میکنند
بخش دیگری از سفرهای روزانه به ادارات، بانکها و مراکز ارائه خدمات عمومی مربوط است. وقتی تعداد زیادی از خدمات اداری در مرکز شهر یا در چند محور محدود متمرکز باشند، شهروندان از نقاط مختلف تبریز ناچار میشوند برای انجام سادهترین امور به همان محدودهها سفر کنند.
ساعات آغاز به کار ادارات نیز معمولاً با زمان فعالیت مدارس و حرکت کارکنان همزمان است. به همین دلیل، چند نوع سفر با اهداف متفاوت، در یک بازه زمانی کوتاه وارد شبکه معابر میشوند.
تمرکز ادارات علاوه بر افزایش حجم تردد، تقاضای پارک طولانیمدت ایجاد میکند. خودروهای کارکنان ممکن است ساعتها در حاشیه خیابان یا پارکینگهای اطراف باقی بمانند و فضای توقف برای مراجعهکنندگان کاهش یابد. در نتیجه، رانندگان برای یافتن جای پارک مدت بیشتری در محدوده گردش میکنند و همین جستوجوی پارکینگ نیز به بخشی از ترافیک تبدیل میشود.
توسعه خدمات غیرحضوری، توزیع متعادل مراکز اداری در مناطق مختلف شهر، ایجاد دفاتر خدمات محلی و استفاده از ساعات کاری شناور میتواند بخشی از این سفرهای اجباری را کاهش دهد.
مجتمعهای تجاری؛ مقصدی که خیابان باید ظرفیت آن را داشته باشد
با نزدیکشدن به ظهر و ساعات عصر، مراکز خرید، فروشگاههای بزرگ، رستورانها و مجتمعهای تجاری سهم بیشتری در ترافیک شهر پیدا میکنند.
یک مجتمع تجاری تنها ساختمان بزرگی برای خرید نیست؛ این مجموعه میتواند روزانه صدها یا هزاران سفر ایجاد کند. مشتریان، کارکنان، خودروهای بارگیری، تاکسیها، پیکها و وسایل نقلیه خدماتی، همگی باید از خیابانهای اطراف آن استفاده کنند.
اگر چنین مجموعهای بدون ورودی و خروجی مناسب، پارکینگ کافی، محل بارگیری، ایستگاه حملونقل عمومی و ارزیابی ظرفیت تقاطعهای اطراف ساخته شود، بار ترافیکی آن مستقیماً به شبکه معابر تحمیل خواهد شد.
در این شرایط، خیابانی که برای عبور عادی خودروهای یک محله طراحی شده است، ناگهان باید پاسخگوی سفرهای یک مرکز بزرگ تجاری باشد. نتیجه میتواند تشکیل صف در ورودی پارکینگ، توقف خودروها در حاشیه خیابان، انسداد پیادهروها، اختلال در دسترسی ساکنان و افزایش تراکم در تقاطعهای مجاور باشد.
به همین دلیل، انجام مطالعات ارزیابی اثرات ترافیکی پیش از صدور مجوز برای کاربریهای بزرگ و پرتردد، یک ضرورت است. در این مطالعات باید تعداد سفرهای احتمالی، ساعات اوج مراجعه، ظرفیت پارکینگ، مسیرهای دسترسی، وضعیت حملونقل عمومی و تأثیر پروژه بر محلههای اطراف بررسی شود.
تغییر کاربری؛ تصمیمی داخل یک ساختمان با پیامدی در سطح یک محله
گاهی تصور میشود تغییر یک واحد مسکونی به مطب، دفتر، آموزشگاه، مرکز زیبایی، رستوران یا مؤسسه خدماتی، تنها به مالک همان ساختمان مربوط است؛ در حالی که پیامدهای ترافیکی این تصمیم میتواند تمام خیابان و حتی محله را تحت تأثیر قرار دهد.
هر کاربری نیاز ترافیکی خاص خود را دارد. یک واحد مسکونی تعداد محدودی سفر روزانه تولید میکند، اما همان واحد پس از تبدیلشدن به آموزشگاه یا مرکز خدماتی ممکن است در هر ساعت پذیرای چندین مراجعهکننده باشد.
افزایش تعداد مراجعهکنندگان، کمبود پارکینگ، توقف مقابل ورودی خانههای مجاور، تردد مداوم تاکسیها و افزایش سروصدا، بهتدریج کیفیت زندگی ساکنان محله را کاهش میدهد.
بنابراین، تغییر کاربری نباید فقط از دیدگاه ساختمانی یا اقتصادی بررسی شود. ظرفیت معبر، میزان سفر تولیدشده، وضعیت پارکینگ و تأثیر آن بر سکونت و آرامش محله نیز باید بخشی از فرایند تصمیمگیری باشد.
تمرکز خدمات در مرکز شهر؛ سفری که میتوانست کوتاهتر باشد
بخش مهمی از ترافیک تبریز ناشی از سفرهایی است که شهروندان برای دسترسی به خدمات روزمره انجام میدهند. وقتی بازار، خدمات درمانی، ادارات، مراکز آموزشی و خریدهای تخصصی در محدودههای خاصی متمرکز شوند، ساکنان مناطق مختلف ناچارند برای رفع نیازهای خود مسافت بیشتری طی کنند.
این مسئله تنها باعث افزایش ترافیک در مقصد نمیشود. مسیرهای منتهی به مرکز شهر نیز با حجم بیشتری از خودرو روبهرو میشوند و تقاضا برای پارکینگ افزایش مییابد.
توسعه بازارچههای محلی، مراکز خدمات محلهای و توزیع متعادل امکانات در سطح مناطق میتواند بخشی از سفرهای غیرضروری به مرکز شهر را کاهش دهد. شهروند نباید برای انجام هر خرید یا دریافت هر خدمت سادهای مجبور باشد از یک سوی تبریز به سوی دیگر آن حرکت کند.
این همان اندیشهای است که در مفهوم «شهر ۱۵ دقیقهای» مطرح میشود؛ شهری که در آن بخش مهمی از نیازهای روزمره مردم با پیادهروی، دوچرخهسواری یا یک سفر کوتاه قابل دسترسی باشد.
وقتی چند کاربری پرتردد در یک ساعت فعال میشوند
یکی از مهمترین مسائل ترافیکی، تنها تعداد سفرها نیست، بلکه همزمانی سفرها است. مدارس، ادارات، دانشگاهها و برخی مراکز درمانی تقریباً در ساعتهای مشابه فعالیت خود را آغاز میکنند. در پایان روز نیز خروج کارکنان، پایان کلاسها و افزایش مراجعه به مراکز تجاری در یک بازه زمانی به هم میرسد.
شبکه معابر ممکن است در بیشتر ساعات روز عملکرد قابلقبولی داشته باشد، اما در این بازههای کوتاه با تقاضایی بسیار بیشتر از ظرفیت خود مواجه شود. در نتیجه، یک اختلال کوچک مانند توقف دوبله، تصادف جزئی یا ورود نامناسب خودرو به تقاطع میتواند صفی طولانی ایجاد کند.
مدیریت این وضعیت نیازمند هماهنگی میان برنامهریزی کاربری زمین و برنامهریزی حملونقل است. زمانبندی شناور فعالیت مراکز، توزیع ساعات ورود و خروج، تقویت حملونقل عمومی و مدیریت هوشمند تقاطعها میتواند از تمرکز سفرها در یک ساعت مشخص جلوگیری کند.
خیابان بهتنهایی نمیتواند تمام مشکلات را حل کند
در مواجهه با ترافیک، نخستین راهحلی که گاهی مطرح میشود، تعریض خیابان، ساخت تقاطع یا افزایش ظرفیت عبور خودروهاست. این اقدامات در برخی نقاط ضروریاند، اما اگر کاربریهای مولد سفر همچنان بدون برنامه در کنار یکدیگر توسعه یابند، ظرفیتهای جدید نیز پس از مدتی اشباع خواهند شد.
خیابان نمیتواند بهتنهایی پیامد تمام تصمیمهایی را جبران کند که در حوزه ساختوساز، تغییر کاربری، صدور مجوز و توزیع خدمات شهری گرفته شدهاند.
برای مدیریت پایدار ترافیک تبریز، لازم است پیش از استقرار هر مرکز بزرگ یا تغییر هر کاربری مهم، به این پرسشها پاسخ داده شود:
این فعالیت روزانه چند سفر ایجاد میکند؟ مراجعهکنندگان در چه ساعتی وارد محدوده میشوند؟ خودروهای آنان کجا متوقف خواهند شد؟ آیا حملونقل عمومی مناسبی در دسترس است؟ معابر اطراف چه ظرفیتی دارند؟ ساکنان محله چه تأثیری از این فعالیت خواهند پذیرفت؟
ترافیک، نتیجه انتخابهای بههمپیوسته ماست
در پایان روز، وقتی خیابانهای تبریز را مرور میکنیم، درمییابیم که ترافیک فقط مجموعهای از خودروهای متوقفشده پشت چراغ قرمز نیست. پشت هر خودرو، سفری قرار دارد و پشت هر سفر، نیازی شهری، تصمیمی مدیریتی یا انتخابی فردی وجود دارد.
مدرسهای که بدون محل مناسب برای توقف سرویسها فعالیت میکند، مطبی که در یک ساختمان مسکونی مستقر شده است، ادارهای که خدمات آن فقط در یک نقطه ارائه میشود، مجتمع تجاری فاقد دسترسی مناسب و محلهای که از امکانات روزمره محروم مانده است، همگی میتوانند سفرهای بیشتری تولید کنند.
حل مسئله ترافیک تبریز به همکاری میان مدیریت شهری، دستگاههای صادرکننده مجوز، پلیس راهور، آموزشوپرورش، مراکز درمانی، صاحبان کسبوکار و شهروندان نیاز دارد.
توسعه حملونقل عمومی، الزام مطالعات اثرات ترافیکی، مدیریت پارکینگ، ساماندهی دسترسیها، کنترل تغییر کاربریها، توزیع متعادل خدمات و آموزش عمومی، حلقههای یک زنجیره واحد هستند.
تبریز زمانی میتواند به شهری روانتر، ایمنتر و آرامتر تبدیل شود که پیش از ساخت هر ساختمان و صدور هر مجوز، به سفرهایی فکر کنیم که آن فعالیت در آینده ایجاد خواهد کرد. زیرا هر کاربری شهری، تنها فضایی درون یک ساختمان نیست؛ مقصدی است که میتواند مسیر حرکت بخشی از شهر را تغییر دهد.
