شهریار تبریز/ خاطره میرزایی: مرد را به جوهرش می شناسند و به غیرت و نانی که از زوربازویش تحصیل می کند! به تلاشی که برای رفاه و آسودگی خاطر اهل منزل دارد و به زحمتی که به واسطه آن محیط خانه را گرما می بخشد. کار کردن اما در زندگی امروزی، تنها برای کسب روزی حلال نیست؛ بلکه بخشی از وجهه اجتماعی انسان ها را تشکیل می دهد و ثبات شخصیتی و دیدگاه وی را موجب می شود. اما به طور کلی می توان گفت کار کردن و اشتغال، در هر حوزه ای که باشد و در هر رتبه ای، مقدس است و نشانه ایمان انسان به حرمت نانی است که بر سر سفره می آید.
شهرداری تبریز که یکی از مجموعه های مهم و تاثیرگذار در خدمات رسانی است، برپایه تلاش همین کارگران و زحمتکشان واحدهای مختلف خدماتی، عملکرد قابل توجهی در زمینه تنظیف و پاکسازی شهر، فضاهای سبز عمومی، جمع آوری و دفع پسماند و حتی پروژه های عمرانی ارائه کرده است؛ همین کارگران خدومی که در سخت ترین شرایط آب و هوایی و اخیرا در وضعیت جنگی لحظه ای از خدمت به شهرو شهروندان بازنایستادند.
جمع آوری زباله های خانگی، تنظیف معابر، انتقال پسماندها به مرکز دفن و اقدامات پاکسازی و بهداشتی مربوط به آن، کاری است بسیار عظیم و کوششی می طلبد بسیار بزرگ! حتی برای درک بهتر موضوع، نگاهی به خانه خودمان بیندازیم که تا چه میزان حجم زباله در خانه را می توان تحمل کرد! حال، شهری دو میلیون نفری با تولید روزانه ۱۰۰ تن زباله خانگی و همچنین ۱۸ الی ۲۰ تن زباله بیمارستانی علاوه بر مدیریت قوی، پرسنلی بسیار وظیفه شناس و دقیق می طلبد تا این میزان زباله را جمع آوری و به مراکز دفن انتقال داده و در آن جا نیز اقدامات لازم را انجام دهد.
بر این اساس، فررسیدن ۱۱ اردیبهشت ماه، روز جهانی کارگر را بهانه ای قرار داده ایم برای صحبت با تنی چند از این مردان بی ادعایی که تبریز را رنگ و جلایی از پاکیزگی بخشیده اند.
محمود حسن زاده یکی از این پاکبانان است که در مجموعه خدمات شهری کار می کند. او در گفتگو با شهریار درباره خودش می گوید: ۱۷ سال است در مجموعه شهرداری و در حرفه پاکبانی با جمع آوری زباله انجام وظیفه می کنم و اگر خدا بخواهد سه سال دیگر بازنشسته خواهم شد. متاهلم و دو فرزند پسر دارم که یکی ۱۱ و دیگری ۱۶ ساله اند و مشغول تحصیل.
وی در خصوص شرایط کاری خود اظهار می کند: همانند دیگر همکارانی که در این حوزه کار می کنند، ما نیز تمامی ایام سال در حال انجام وظیفه هستیم و حتی تعطیلات عید نوروز و دیگر مناسبتها برای ما معنایی ندارد. بهترین نمونه آن نیز همین روزهای جنگ بود که لحظه ای از وظیفه خود غافل نشدیم و به صورت مداوم سرکار حاضر بودیم. اینجاست که نقش همسر بنده و دیگر همکاران بارز و برجسته می شود؛ چرا که مدیریت زندگی و رسیدگی به امور فرزندان، بیشتر بر عهده همسرانمان است و من از همین جا صیمانه و از ته دل از همسرم تشکر می کنم بخاطر زحماتی که در زندگیمان متحمل شده است.
حسن زاده در باره وضعیت کار و موقعیت فعلی خود اضافه می کند: تا همین چندسال پیش، وضعیت کاری ما نامشخص بود؛ به عبارت دیگر کارگران شرکتهای خدماتی بخشی از بدنه شهرداری محسوب نمی شدند. اما در دوره ششم مدیریت شهری و با نگاه ویژه آقای شهردار و اعضای محترم شورای ششم، تغییرات اساسی و مهمی در وضعیت ما ایجاد شد. به عنوان نمونه، تمامی نیروهای شرکتی درچارچوب داخل شهرداری قرار گرفتند و هیچ تفاوتی در میان نیروهای دارای وضعیت شغلی مختلف دیده نشد. رسیدگی ایشان به پرسنل شهرداری در نوع خود بی نظیر است و من از همین جا از شهردار محترم تشکر می کنم.
این پاکبان تلاشگر شهرداری در پایان سخنان خود، سخنی با شهروندان دارد و می گوید: تبریز شهروندان فهیمی دارد و ما از این بابت قدردان آنها هستیم. اما گاه اقلیتی پیدا می شوند که هیچ اهمیتی به پاکیزگی شهرنداده و با برخی کارها، مشکلات عدیده ای ایجاد می کنند. مهمترین نمونه آن هم همین گذاشتن نایلون زباله بر روی کاپوت ماشین است که حتی در مواردی موجب فوت چندتن از همکاران شده است. همکار مرحوممان آقای شادخو قربانی همین سهل انگاری بود و زمانی که برای جمع کردن زباله ناشی از افتادن همین نایلون قرار گرفته بر روی کاپوت رفت، در اثر تصادف با خودرو به رحمت ایزدی پیوست. حال آن که این شهروند فقط با صرف چند دقیقه وقت و اندختن زباله در باکس، می توانست مانع چنین حادثه ای شود. در برخی مواقع نیز می بینیم همشهریان بجای باکس زباله، کیسه های زباله را در جوی آب رها می کنند و بر این اعتقادند که آب زباله ها را می برد! حال آن که انباشت این زباله ها در جوی ها، موجب گرفتگی و انسداد مسیر آب و حتی کانالها شده و مشکلات بزرگی به بار می آورد.
قادر رهبر، دیگر پاکبان میهمان ما نیز در تایید و ادامه سخنان همکار خود می افزاید: من از سال ۱۳۸۵ در خدمت شهر و شهروندانمان هستم و در حوزه جمع آوری زباله مشغول به کارم. از کلاس دهم به بعد به دلیل مشکلات معیشتی نتوانستم ادامه تحصیل دهم و کار برایم در اولویت بود. متاهل هستم و دو فرزند دختر و پسر دارم.
وی در زمینه مسائل شغلی خود نیز اظهار می کند: طبیعتا کارگران در تمامی موقعیت های کاری با حداقل امکانات سر می کنند؛ در دوره ششم مدیریت شهری، وضعیت به مراتب بهتر شد و از این بابت از آقای شهردار تشکر می کنم. اما هنوز هم جا دارد نسبت به شرایط کاری سخت ما، اوضاع بهتر هم شود.
این پاکبان زحمتکش در زمینه مسائلی که در سطح شهر و هنگام کار برایش پیش می آید نیز، می گوید: همشهریان فهیم و قدردانی داریم که همیشه و در همه حال برای پاکیزگی و زیبایی شهرمان ارزش قائل هستند؛ اما باز هم مواردی را می بینیم که به هیچ وجه با فرهنگ شهرنشینی همشهریان سازگار نیست؛ مثلا کسانی که سطل های زباله را با وجود فاصله ای اندک با باکس زباله، در جوی های آب خالی می کنند و در قبال تذکر هم، ادعا دارند که تمیز کردن شهر وظیفه شماست و باید شما اینها را جمع کنید!! طبیعتا اینجاست که کار فرهنگی به عنوان یک ضرورت مطرح می شود و باید جهت افزایش آگاهی و ارتقای مشارکت شهروندان در خصوص پاکیزه نگه داشتن شهر، توجه ویژه ای به مقوله فرهنگ شهروندی شود.
شهرام عبدی، پاکبان محترم دیگری که در حین کار، توانسته ادامه تحصیل داده و تا مقطع کارشناسی در رشته روابط عمومی درس بخواند، در گفتگو با شهریار ضمن ابراز رضایت از اقدامات شهرداری تبریز در خصوص ارتقای وضعیت شغلی و معیشتی کارگران، نکاتی را نیز در حوزه کاری خود مطرح کرده و می گوید: طی ۱۷ سالی که به شغل شریف پاکبانی مشغول هستم، تنها در این دوره اتفاقاتی به نفع ما کارگران افتاده که جای تقدیر و تشکر دارد. اما مواردی هم هست که اگر در سطح شهر رعایت و اعمال شود، می تواند در بهبود عملکرد خدماتی موثر باشد.
وی در تشریح این موارد اضافه می کند: در بسیاری از تقاطع ها و چهارراه ها، سطلهای زباله وجود ندارد، درحالی که این باکسهای زباله کوچک کمک شایانی به تمیز ماندن این قسمتها می کند، در عین حالی که در مقایسه با باکس های زباله جای کمتری را اشغال کرده و همچنین، نقش بسزایی در جمع آوری زباله های کوچک و دم دستی مثل پاکت خوردنی یا پاکت سیگار و لیوان های یکبار مصرف و امثالهم دارند.
دیگر موردی که عبدی به آن اشاره می کند، نصب تابلوی اعلانات در سطح شهر است. وی تصریح می کند که وجود این تابلوها، دیوارهای سطح شهر را از آلودگی حفظ کرده و مانع اغتشاش بصری می شود و می گوید: یک زمانی این تابلوها در خیابانهای اصلی دیده میشد؛ ولی به دلایل نامعلوم برداشته شدند و الان دیوارهای همه مناطق شهر، به جایی برای چسباندن اعلامیه یا تراکت های تبلیغاتی و پوسترها شده اند که نتیجتا بی نظمی و آلودگی ظاهری فضاهای عمومی شهر را موجب شده است.
سخن در زمینه تلاش برای پاک ماندن و زیبا بودن شهر و مردانی که برای این مهم می کوشند، با چند جمله و صحبت به پایان نمی رسد؛ به اندازه هر دست و بازویی که زباله ای را از روی زمین بر می دارد و هر قامتی که برای جبران اشتباهات انسانهای بی مسوولیت خم می شود، حرف برای گفتن وجود دارد …؛ اما تمام این قال و مقال ها در یک نقطه مشترک به جلوه می نشیند و آن هم اینکه، تبریزعزیز، در اوج زیبایی و پاکیزگی منت دار فرزندان زحمت کش و خدوم خود است؛ تلاشهایشان را ارج نهیم!



