به گزارش تبریز ما، تبریز شهر اولینها روزی روزگاری نه چندان دور خاستگاه اصلی انتشارات مطبوعات در کشورمان ایران عزیر به شمار میرفت، با این وجود برای کشف و پی بردن به این حقیقت ملموس کافی است نگاهی کوتاه به تاریخ درخشان آذربایجان در این راستا داشته باشیم که نمود بارز آن وجود اولین چاپخانه، اولین روزنامهنگاری ملی، اولین ترجمه کتب خارجی، انتشار اولین رمان، اولین دایرهالمعارف اسلامی، اولین عکاسی، اولین روابط عمومی، اولین کتابخانه عمومی، اولین سینما و بسیاری از اولینهای دیگر در حوزه نشر و رسانه است.
حال آنچه در این زمینه اهمیت دارد اینکه، آذربایجانیها و به ویژه تبریزیها در گذشته و این روزها سابقه درخشانی در حوزه رسانه و به خصوص در انتشارات نشریات مکتوب داشته و دارند و آمارهای رسمی منتشر شده از سوی دستگاهها و سازمانهای ذیربط نیز در واقع نظر و دیدگاه ما را در این زمینه تائید میکند.
روزگار ناخوش مطبوعات سر ایران
با این وصف، براساس آخرین آمار منتشر شده، آذربایجانشرقی با انتشار ۱۵روزنامه بعد از تهران و خوزستان رتبه سوم کشور را در انتشار نشریات مکتوب به خود اختصاص داده، به طوریکه در حال حاضر در این استان بیش از ۲۸۰ نشریه و پایگاه خبری مجوز فعالیت دارند که توزیع بیش از ۱۰۰ نشریه از موارد یاد شده با گستره سراسری است.
نکته قابل تأمل دیگر اینکه با توجه به آمار یاد شده، به نظر میرسد در گذشته و این روزها آذربایجانشرقی ظرفیتهای زیادی در حوزه رسانه و ارتباطات داشته و دارد ولی باید اعتراف کنیم که هنوز بین ظرفیتهای موجود و بهرهبرداری از این ظرفیتها به نفع مخاطبان آذربایجانی و به ویژه تبریزیها فاصله زیادی وجود دارد و متاسفانه تاکنون آنگونه که شایسته است از ظرفیت عظیم رسانهای استان برای شکوفایی و توسعه همه جانبه این منطقه کمتر استفاده لازم و کافی برده شده است.
از سوی دیگر، تحلیلگران حوزه رسانه بر این باورند که مطبوعات محلی و به نقلی نشریات بومی باید بیشترین نقش و مسؤولیت را در حوزه تولید محتوای محلی یعنی پرداختن به نیازها و اولویتهای توسعهای و مسائل و مشکلات محلی و در نتیجه بها دادن به تولید محلی داشته باشند که به نظر میرسد فعالان این عرصه در آذربایجانشرقی هر روز پررنگتر از گذشته از رسالت و مسؤولیت اصلی خود فاصله میگیرند.
به اینگونه، حال برای درک و پی بردن به این مسائل و رسیدن به این واقعیتها که مطبوعات بومی با چه مشکلات و چالشهایی روبهرو هستند و آینده این نوع مطبوعات چگونه خواهد بود، در گزارش میدانی با مراجعه و گفتوگوی چهره به چهره با مخاطبان و شهروندان شهر تبریز، روزنامهنگاران، متخصصان و به خصوص با مسؤولان و متولیان این امر به بررسی و کنکاش کم و کیف مطبوعات محلی در شهر اولینها پرداختهایم.
تبریزیها از حال و روز وضعیت مطبوعات محلی خویش گلهمند هستند
ح. ز یکی از دکهداران روزنامهفروشی شهر تبریز در این باره در گفتوگو با گزارشگر فارس بر این باور است: تبریزیها کمتر روزنامه میخرند و به خصوص روزنامه محلی که در شهر تبریز منتشر میشود، دلیل این ادعا را میتوان در بازدید از دکههای روزنامهفروشی سطح شهر مشاهده کرد که اکثراً روزنامهها به فروش نمیرسند و برگشت داده میشود.
این فعال حوزه مطبوعات استان در ادامه میگوید: عمدهترین مشکل شهروندان با اینگونه نشریات این است که دارای کیفیت نامناسب و تولید محتوای ضعیف نشریات محلی است که متاسفانه اکثر اخباری که در نشریات این استان منتشر میشود به نوعی در نشریات سراسری هم منتشر میشود و هیچگونه تازگی و جذابیت خاصی ندارند که مخاطب را جذب کنند.
تبریز مهد انتشار مطبوعات، رویا یا واقعیت؟
اکبر زارع، شهروند دیگر تبریزی خیابان قدس که در حرفه کابینتسازی مشغول به کار است در گفتوگو با فارس میگوید: هر هفته چند نشریه محلی به صورت رایگان به مغازه میآورند و در این ارتباط از توزیع رایگان برخی از این نشریات در مغازههای سطح شهر تبریز مشخص میشود که از این مطبوعات استقبال چندانی صورت نمیگیرد و به نظر میرسد، وضعیت خوب و کارکرد مهم و تاثیرگذاری هم در جامعه نداشته باشند.
وی میافزاید: با مطالعه این نوع مطبوعات به روشنی مشخص میشود که اکثر محتوای این مطالب تاریخ گذشته و خاص این منطقه و شهرستان نبوده و کمتر مطلبی هم که به درد شهروندان شهر تبریز و استان بخورد، در این نوع نشریات دیده میشود.
افزون بر آنچه گفته شد، واقعیت این است که مهمترین مسئلهای که درباره مطبوعات محلی عنوان میشود، تقلید و الگوبرداری از روزنامهها سراسری بدون توجه به نیازهای مخاطبان محلی و زیرساختارهای حرفهای و به بیان دیگر عدم آگاهی به محتواهای محلی به دلیل عدم شناخت از روزنامهنگاری محلی صورت میگیرد. حال این پرسش مطرح است که چرا مطبوعات محلی ما با این همه از اصول حرفهای خویش غافل شدهاند؟ جای بسی سوال دارد؟
ما باید این واقعیت را بپذیریم که اکثر مطبوعات محلی کشورمان به دلیل سهلانگاری و از روی تسامح یا از سر بیاطلاعی از مسؤولیتها و رسالتهایشان فاصله گرفتهاند؟ به طوریکه براساس تحقیقات صورت گرفته بر روی اینگونه نشریات محلی و مطبوعات نشان میدهد، چیزی حدود ۸۰ درصد محتوای بخشی از مطبوعات محلی، فرامحلی و فرامنطقهای است.
نشریات محلی بولتن سازمانها و ادارات شدهاند
قربان کاری، شهروند تبریزی ساکن کوی دانشگاه در گفتوگو با خبرنگار فارس نیز از توزیع این نشریات به صورت رایگان در اتوبوسهای بی. آر. تی شهر اولینها انتقاد میکند و معتقد است: این کار در شأن و شایسته شهروندان تبریزی و به ویژه اصحاب رسانه این استان نیست که با وجود سابقه درخشانی که در این زمینه دارند، به یقین اینگونه حرکات و اقدامات کارکرد منفی روزنامههای محلی این استان را نمایش میدهد که نشریات محلی در جذب مخاطبان خویش دچار مشکل شده است و از رسالت حرفهای فاصله گرفتهاند.
قادر حمیدی، شهروند دیگر تبریزی هم با انتقاد از نوع توزیع و محتوای اینگونه مطبوعات در سطح شهر تبریز در گفتوگو با فارس میگوید: چند سال است با یکی از نشریات بومی استان همکاری نزدیک دارد، به طوریکه این مطبوعات به دلیل مشکلات و چالشهای متعدد از جمله مشکل اقتصادی اکثر آنها کارکرد چندانی ندارند و در این ارتباط نیز اکثر خبرها و محتوای اینگونه نشریات، مال سازمانها و دستگاههای دیگر بوده و کمتر به تولید محتوا در خصوص مسائل و مشکلات شهری میپردازند.
لبخند تلخ شهروندان تبریز به نشریات محلی
این شهروند تبریزی و فعال رسانهای آذربایجانشرقی اضافه میکند: بخش عمده وجود این همه مشکلات در نشریات محلی به ضعف مدیریت نشریات و به ویژه نداشتن نیروی انسانی ماهر و متخصص برمیگردد که این روزها مطبوعات آذربایجانشرقی با این آسیبها دست و پنجه نرم میکنند.
فاطمه علیپور، شهروند شهر جدید سهند هم در گفتوگو با گزارشگر فارس با تاکید بر اینکه در خانواده وی، اگر روزنامهای برای مطالعه خریده شود حتماً روزنامههای سراسری در اولویت بوده، یادآور میشود: علت این امر هم بیشتر به خاطر محتوای نشریه، طراحی و چاپ آن برمیگردد که اکثر نشریات محلی استان در این حوزهها دچار مشکلاتی هستند.
مخاطب سنجی، حلقه مفقوده مطبوعات محلی
بنابراین،در این راستا نیز بسیاری از متخصصان و کارشناسان این عرصه بر این باور هستند که مطبوعات محلی از نظر اصول حرفهای فاقد ویژگیها و استانداردهای روزنامهنگاریاند. به طور مثال عمده تیترهای اصلی دارای ارزش خبری قابل توجهی نبوده و از وزن و اهمیت کافی برخوردار نیستند.
تیتر و لید مطالب ضعیف است. در تنظیم مطالب خبری مشکل و ضعف جدی دارند.در تدوین و تنظیم گزارشها عمدتاً به کنارهم قرار دادن نقل قولها بسنده میکنند. اخبار تولیدی اندک است. در انتشار مطالب اقتصادی بسیار ضعیفاند.
در ایفای نقش نظارتی خود عمدتاً ضعیف هستند و با وجود آنکه رویکردی انتقادی دارند اما کمتر به نهادهای دولتی و مدنی توجه دارند. به بیان روشنتر عمده خبرها به نقل از روابط عمومیها، غیرتولیدی و خبرها و تیترها براساس ارزش خبری «شهرت» بوده و جای گزارشهای تحقیقی خالی است.
مطبوعات محلی شهر اولینها، این روزها مریض حال است
در این میان، همچنین در این خصوص در گفتوگوی کوتاهی با تنی چند از خبرنگاران و فعالان رسانهای استان داشتهایم که اینها نیز معتقد بودند: اکثر مطبوعات محلی آذربایجانشرقی، کارکردهای رسانهای خویش را فراموش کردند.
حامد عاطفیفر، مدرس دانشگاه در حوزه رسانه نیز در گفتوگو با گزارشگر فارس با تاکید بر اینکه مطبوعات محلی استان و به ویژه شهر اولینها این روزها به شدت مریض و بدحال است، میگوید: با توجه به قدمت و کارنامه درخشان مطبوعات آذربایجان در گذشته، در حال حاضر نشریات بومی استان نیاز مبرم دارند که از سوی دستاندرکاران و متولیان امر، حمایتهای لازم را داشته باشند و در این ارتباط هم اقدامات اساسی و عملیاتی برای احیاء و بازآفرینی نقش گذشته مطبوعات آذربایجان در دستور کار خویش قرار دهند.
این فعال رسانهای استان آذربایجانشرقی معتقد است: اگر وضعیت این نشریات به همین منوال پیش برود و در این راستا هم تغییر و تحول آنچنانی با توجه به نیاز روز مخاطبان حاصل نشود، در آینده نزدیک چراغ این نوع نشریات در استان خاموش خواهد شد.
روزگار غمبار، مطبوعات محلی آذربایجان
این روزنامهنگار، ضعف اقتصاد رسانهها را مهمترین علت تعطیلی این نشریات در آینده نه چندان دور بیان میکند و در ادامه بر این باور است: امروزه روزنامهنگاری به عنوان یک صنعت مطرح است و برای اینکه مطبوعات محلی بتوانند روی پای خود بایستند، باید درآمد داشته باشند.
عاطفیفر، نبود رقابت سالم بین نشریات بومی و به ویژه با مطبوعات پایتخت، نبود نیروی انسانی متخصص و ماهر، نداشتن آموزش به روز و مستمر و… را از دیگر چالشهای پیش روی اینگونه نشریات بیان میکند و تاکید بر این دارد که با عزم جهادی مدیران، روزنامهنگاران و فعالان رسانهای استان و به خصوص به کمک و یاری دانشگاههای آذربایجانشرقی، اداره کل ارشاد، خانه مطبوعات، انجمن صنفی روزنامهنگاران، بسیج رسانهای استان و سایر تشکلها حوزه رسانه، میتوان در شأن آذربایجان روزنامههای سراسری با محتوای مخاطبپسند منتشر کرد.
چالش عمده مطبوعات محلی و آینده این مطبوعات
بر همین اساس، از سخنان، دیدگاه و نظرات مخاطبان عادی مردم و کارشناسان این حوزه که بگذریم، نظرات دستاندرکاران، مدیران، مسؤولان ارشد استان نیز در خصوص کم و کیف مطبوعات محلی جای بسی تأمل دارد که آنها بر این باور هستند که مشکلات و چالشهای پیش روی این نوع مطبوعات محلی، زیاد است و در این راستا نیز وعدههایی در مناسبتهای مختلف به اصحاب رسانه استان ارائه میدهند که به نظر میرسد کمتر این وعدهها نیز تا به امروز محقق یافته است.
در نهایت،کارشناسان این عرصه مشکلات و چالشهای مطبوعات محلی را در دو حوزه محتوایی و فقدان تخصص حرفهای بیان میکنند که در این زمینه میتوان به عدم آگاهی از حقوق و مسؤولیتهای روزنامهنگاری، نداشتن استقلال حرفهای و امنیت شغلی، نابسامانی توزیع آگهیهای دولتی، نبود چاپخانه مدرن، کاهش سهمیه کاغذ، نبود نظام مالی مشخص و منظم، تقلید غیرخلاقانه از روزنامههای سراسری، بیتوجهی به چرایی و چگونگی رویدادهای محلی، عدم توجه به فرهنگ، رسوم و آداب محلی، نبود نظام تشکیلاتی منظم و هدفمند، طرح انتقادات بیهدف، چالشهای قومی و طایفهای، بیتوجهی و کممهریهای مسؤولان و مدیران، عدم تناسب رشتههای تحصیلی با فعالیتهای مطبوعاتی، ضعف نیروهای آموزش دیده و در نهایت دارا بودن نگاه اقتصادی صرف در برخی از این مطبوعات، نبود نیروی متخصص در آنها، وابستگی مالی، مواجه بودن با بحران مخاطب، طرح انتقادات بیهدف و کند بودن حرکت مطبوعات محلی، سطح تخصصی پایین و نداشتن صدا و تریبون در ساختارهای دولتی اشاره کرد.
همچنین بسیاری از دستاندرکاران و خبرنگاران مطبوعات محلی در تنظیم اخبار، مصاحبهها، انتخاب تیتر و سایر موارد دچار ضعف بوده و دانش کافی را ندارند.
وصلههای ناجور مطبوعات محلی، شهر اولینها
نا گفته نماند یکی از مهـمترین نیازهای روزنامهنگاران مطبوعات محلی، داشتن دانش کافی درباره گزارشاتی است که ارائه میدهند. یکی از جــدیترین و خوشبختانه سازندهترین انتقادات موجود درباره مطبوعات محلی، فقدان مطالب آموزنده، تنوع خبر، تولیدات خبری و گزارش مهم اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بومی است.
روزنامه نگاران فقط به حوادث جاری مراجعه و آنها را شرح میدهند. آنچه در این خصوص مهم به نظر میرسد اینکه مطبوعات محلی باید بتوانند علوم تخصصی را به شکل اطلاعات عمومی و قابل درک برای مردم بیان کنند.
انجام این کار به شکل خوب بسیار مشکل است و نیاز به دانش فراوان و ذاتــی دارد و نمیتوان آن را فقط در کلاسهای درس به دست آورد.
منبع: خبرگزاری فارس