به گزارش تبریز ما، با لباس نارنجی آمد. در پاییز جارو به دست آمد؛ او یک رفتگر است رفتگر یا پاکبان! هر اسمی که باشد شرمندهام؛ چرا که نمیدانم شرافتمندانهترین شغل دنیا چیست؟ مردم ما چه شغلی را شرافتمندانه مینامند که مرد سبزپوش و یا نارنجیپوش جارو به دست را که سازش در پاییز به صدا درآمده و هرگام خش خش برگها را مینوازد را شریف نمیدانند.
رفتگران زحمتکشانی در جامعه هستند که سالها کوچههای عمرشان را با جارو سپری کرده و با عشق زمین را میسایند و میسابند و بیش از پیش معنای ثروت فقر را فهمیدهاند ولی چه کنیم از دست انسانها که عادت به وزن کردن انسان با مدرک دارند در حالیکه بیشمارند افرادی که بدون هیچ مدرک و سندی سرشار از انسانیت هستند.
هر جامعهای برای پیشبرد امور خود، نیازمند اقشار مختلف مردمی برای فعالیت در صنفهای گوناگون است که رفتگران یکی از این اقشار تأثیرگذار و پرتلاش جامعه هستند که البته توجه چندانی نیز به آنان نمیشود.
به طور قطع بهداشت عمومی شهر مدیون زحمات این قشر از جامعه است که باید مورد توجه ویژه قرار گیرد.
با نگاهی هر چند گذرا به زحمات این قشر از جامعه متوجه میشویم که با وجود در صحنه بودن همیشگی آنان، دردها، رنجها و دغدغههای آنان کمتر دیده میشود.
وقتی یک روز برفی در خیابانی در حال گذر باشی، افرادی با لباسهای زرد یا نارنجی را میبینی که جارو به دست در حال جمعآوری زبالهها و پارو به دست مشغول برفروبی خیابانها هستند.
عابران بدون توجه به آنان و بدون اینکه به خود زحمتی بدهند و به آنان خدا قوت بگویند، بیاهمیت از کنار آنان عبور میکنند، غافل از آنکه اگر آنها نبودند معلوم نبود چه بر سر خیابانها و پیادهروها میآمد؟
اگر آنان نبودند فضای شهر را زباله و بوی نامطبوع فرا میگرفت و دیگر نمیشد در شهر زندگی کرد.
به درستی که همه آدمهای موفق آن کارهایی را میکنند که هیچ فرد دیگری حاضر به انجام آن نبوده است! نمیگویم آسان است ولی ارزش دارد؛ انسان بودن به میزان سواد نیست بلکه به میزان درک و شعور است.
بر این اساس کافی است در شلوغیهای روزمره نگاهی به اطرافمان بکنیم، آن وقت است که متوجه افرادی میشویم که در همه شرایط شهر مشغول تمیز نگه داشتن شهر هستند و اصلاً فرقی نمیکند ماه محرم و صفر است یا زمان انتخابات و یا یک روز عادی است .
آنها در همه حال بیادعا و شبانهروزی کمر خم کرده و پسماند نذریها و بقایای تبلیغات کاندیدها را جمع میکنند و شاید فقط چند دقیقه ای را در کنار پارکی چند هکتاری خوش نقش و نور روزنامه را مچاله کرده و زیر سرشان میگذارند و با سمفونی صدای کلاغ های خیابان آرام میگیرند و بعد از اندک مدتی دوباره کار خود را از نو شروع میکنند! آخر زبالههای شهر تمام شدنی نیست و یک دقیقه کوتاهی چهره شهر را عجیب تغییر میدهد.
هم پای خورشید
بدون کوچکترین چشمداشتی حتی به واژههای «خسته نباشی» و «سلامی» و حتی نگاهی… نارنجی پوشیده و لباسهایش کهنه است اما زیبایی را به ارمغان میآورد.
صبحها پا به پای خورشید به خیابان میآید، اما دیرتر از خورشید میرود؛ با دستهای پینه بستهاش، جاروی دسته بلند را بر سطح کوچه میکشد و گرد و غبار نگاهها و قدمهای خسته عابران را جارو میکند؛ گاهی کنار جوی میایستد و به جارویش تکیه میدهد تا خستگیاش برطرف شود.
مردمان نامهربان
رفتگر میانسالی که در حال جارو کشیدن خیابان راهآهن است در این باره میگوید: برخی شهروندان بیشتر به رفاه و راحتی خودشان فکر میکنند و به دیگران چندان اهمیت نمیدهند، در نتیجه خیلی راحت ته سیگار یا سایر زبالهها را در خیابانها میریزند.
وی با اشاره به اینکه مردم ما چندان رفتار مهربانانهای با هم ندارند، میافزاید: این موضوع را در بسیاری امور میتوان دید که ریختن زباله یکی از آنهاست.
او اگرچه جمعآوری زبالهها و تمیز کردن سطح خیابانها را وظیفه خود و همکارانش میداند، اما میگوید: اگر کمی احساس مسؤولیت اجتماعی داشته باشیم و با هم به مهربانی رفتار کنیم، خیلی از کارها درست میشود. آن وقت مثلاً من و همکارانم مجبور نمیشویم گاهی در روز چند بار یک خیابان را جارو کنیم.
همه فقط شعار میدهند
آقا مجید، اولین پاکبان مصاحبه شونده گزارش ماست که قرار است تاچند ماه دیگر بازنشسته شود و آنچنان با شوق و اشتیاق از دوران خدمت خود صحبت میکند که نمیشود همه آن حس و حال را روی کاغذ آورد.
این پاکبان خدوم تبریزی با اشاره به اینکه هیچگاه فرزندانم از شغل من گلایه نداشته و خجالت نکشیدهاند، ادامه داد: در بین اقوام ما فردی بود که میخواست رفتگر شود ولی پدرش اجازه نداد و گفته بود که عوض اینکار سعی کن پزشک یا مهندس شوی که متاسفانه الان آن فرد از اینجا مانده و از آنجا رانده شده است.
وی ادامه داد: همه فقط شعار میدهند که پیشگیری بهتر از درمان است در حالی که شغل رفتگری کمک بزرگی به پزشکان در راستای حفظ سلامت و بهداست جامعه دارد ولی نمیدانم چرا هیچ پدر و مادری دوست ندارد فرزندش رفتگر شود.
پاکبان شهر تبریز در مورد خانواده خود ابراز کرد: سه دختر دارم که یکی از آنها مدیر مدرسه و دوتای دیگر معلم هستند و یک پسر دارم که لیسانس گرفته و فعلاً سرباز است.
وقتی از آقا مجید در مورد حقوقش پرسیدم، گفت: راضیم به رضای خدا چون وقتی نان حلال باشد، برکت نیز به همراه خواهد آورد و از این رو تا به امروز به لطف خداوند کم نیاوردهام.
وی در پاسخ به اینکه از مردم و مسؤولان چه انتظاری دارید، گفت: مسؤولان نیز همان مردم هستند و من جدایشان نمیکنم و فقط میخواهم مردم بدانند که هر چیزی که روی زمین میریزد و به راحتی از کنارش رد میشوند یک نفر باید برای جمع کردن آن خم شود.
از او پرسیدم وقتی به تو میگویند، آشغالی یا در زبان ترکی آشغالچی ناراحت نمیشوی که پاسخ داد: نه چرا ناراحت بشوم حتی خدا را شکر هم میگویم چرا که با لباس من مردم میدانند وظیفهام چیست در حالیکه افراد زیادی هستند که معلوم نیست چه وظایفی در این دنیا دارند.
به او گفتم میخواهم کمی صمیمیتر صحبت کنم و در مورد مشکلاتی که شاید به تبع شغلی که داشتهای حرف بزنم که قبول کرد. از این رو پرسیدم آیا دخترانت ازدواج کردهاند و شده خواستگاری بیاید و بفهمد پدر عروس رفتگر است و جا بزند؟ آقا مجید جواب داد: موارد زیادی از این قبیل وجود داشت ولی همه اینگونه نیستند و خواستگاری که با این دیدگاه به سمت دختر من بیاید همان بهتر که آن وصلت از ابتدا صورت نگیرد.
وی ادامه داد: الحمدالله خداوند سه داماد دسته گل نصیب من کرده که هر کدام از آنها دارای خانوادههای خوب و شغلهای مناسبی هستند.
بلافاصله وقتی کلمه شغل مناسب را بر زبان آورد، پرسیدم مگر شغل خودتان مناسب نیست که گفت: بالاخره هنوز دیدگاه مطلوبی نسبت به رفتگری در جامعه ما وجود ندارد و فقط در برخی دوران ما را قشر زحمتکش میدانند و سعی بر گرفتن عکس یادگاری میکنند وگرنه بقیه مواقع کسی به ما توجهی نمیکند و متاسفانه شغل رفتگری نیز بین مردم جا نیافتاده که جزو مشاغل بسیار پراهمیت برای یک منطقه است.
اصلاً مزد کاری که سخت نباشد، نمیچسبد
در ادامه پای حرفهای آقا محمدحسین نشستم که حدود هفت سالی است که پاکبانی میکند و از شغلی که دارد بسیار خوشحال بود.
پاکبان تبریزی گزارش ما با اشاره به سختی کار پاکبانی اظهار کرد: همه کارها سخت بوده و اصلاً مزد کاری که سخت نباشد، نمیچسبد.
وی ادامه داد: خدا را شاکرم در این وضعیتی که جوانان گله از بیکاری دارند، من یک شغل آبرومند داشته و خرج خانوادهام را میدهم.
آقا محمدحسین خاطرنشان کرد: من دو فرزند دارم که معمولاً شبها آنها را میبینم چون کار رفتگری شاید جا نیافتاده در حالیکه اگر یک روز رفتگری شهر را تمیز نکند، همه جا را بوی زباله و خود زباله فراخواهد گرفت.
وی در خصوص خانواده خود و از اینکه آیا همسرش گلایه از شغلش دارد، گفت: زمان ازدواج رفتگر نبودم ولی پاقدمی همسرم خوب بود که توانستم یک شغل به درد بخور در جامعه پیدا کنم.
پاکبان تبریزی ادامه داد: دخترم در اوایل مدرسه خجالت میکشید که شغل پدرش را بگوید ولی با ابتکار مدیر مدرسه، بنده را به یک مراسم دعوت کردند تا از اهمیت پاکبانی حرف بزنم و با دانش آموزان نیز زباله داخل کلاس و حیاط مدرسه را جمع کنیم و بعد از آن دخترم از اینکه پدرش رفتگر است نه تنها ناراحت نیست بلکه خیلی هم خوشحال است.
ای کاش قدر همه مشاغل در جامعه را بدانیم
تقریباً حرفهای پاکبانان شهرم را شنیدم ولی میخواستم کمی هم پای حرفهای فرزندان آنها بنشینم، از این رو با کمی پُرس و جو و تحقیق توسط یکی از آشنایان به خانه یک پاکبان بازنشسته رفتم و ساعتی را مهمان خانه ساده ولی گرم و دلنشین آنها شدم.
آقا غفّار پاکبان بازنشسته که آرزوی جوانی خود را پشت میز نشستی در شهرداری یا بلدیه آن زمان مطرح کرد، گفت: به قدری دوست داشتم کارمند شهرداری بشوم که به علت مشکلات خانوادگی نتوانستم به تحصیلات خود ادامه دهم.
وی ادامه داد: اگر کارمند شهرداری نشدم ولی جزیی از شهرداری شدم و از این بابت بسیار خوشحالم.
آقا غفّار ابراز کرد: سه دختر و دو پسر دارم که همه آنها تحصیلات عالی دارند و البته یک پسرم نیز مهندس بوده و در مجموعه شهرداری مشغول کار است.
وی افزود: من شاهد بیتوجهیها به شغل رفتگری شدهام به طوریکه گاهاً یک مادر میخواست فرزند خود را تربیت کند و وقتی از کنار من رد میشدند، به بچهاش میگفت ببین شلوغ کنی و درس نخوانی میارم تا رفتگر شوی.
پاکبان بازنشسته تبریزی بیان داشت: من خرج خانواده و هزینههای بزرگ کردن پنج فرزندم را از طریق رفتگری به دست آوردهام و ای کاش قدر همه مشاغل در جامعه را بدانیم.
دختر بزرگ این پاکبان زحمتکش از دوران مدرسه خود و شغل پدرش تعریف کرد و گفت: گاهاً وقتی آن دوران یادم میافتد، احساس ناراحتی از رفتار خودم دارم که چرا باعث ناراحتی پدر شدهام.
وی ادامه داد: یکبار در مدرسه پایم پیچ خورد، ناظم مدرسه مجبور شد با پدرم تماس بگیرد و از این رو پدرم به قدری هول شده بود که با همان لباس رفتگری به مدرسه آمد و آن زمان به قدری از این موضوع خجالت میکشیدم که میخواستم زمین دهان باز کرده و مرا ببلعد.
راضیه از پینه و ترک بستن دستهای پدرش برایم تعریف کرد و ادامه داد: پدر من فرد بسیار تمیز و باسلیقهای است و همیشه به بهداشت فردی خود توجه میکند ولی همه فکر میکنند که یک رفتگر همیشه بوی زباله میدهد.
تمیزی شهر تبریز مدیون ۱۷۰۰ پاکبان
علی مدبر خاکنژاد معاون خدمات شهری شهرداری تبریز در گفتوگو با خبرنگار فارس در تبریز اظهار کرد: معاونت خدمات شهری شهرداری تبریز از جمله معاونتهایی است که تمام خدمات آن ملموس برای شهروندان است.
وی افزود: شهروندان از صبح تا شب با استفاده از خدمات معاونت شهری شهرداری در حال فعالیت و تلاش هستند.
معاون خدمات شهری شهرداری تبریز، هشت سازمان تحت نظر معاومت خدمات شهری شهرداری را مورد اشاره قرار داد و گفت: سازمانهایی از قبیل آتشنشانی، پسماند شهری، پارکها، کشتارگاههای صنعتی، مشاغل شهری، آرامستانها و موتور برای پشتیبانی ماشینآلات از جمله سازمانهای زیرنظر معاونت خدمات شهری شهرداری است.
وی خاطرنشان کرد: در همه ۱۰ منطقه شهرداری معاونت خدمات شهری برای خدمترسانی هر چه بهتر شهری مستقر است.
مدبر با بیان اینکه یکهزار و ۷۰۰ پاکبان در شهر تبریز فعالیت میکنند، ادامه داد: روزانه یکهزار و ۲۰۰ تن زباله از این شهر جمعآوری شده که همگی با تلاش پاکبانان خادم شهر بوده است.
روزانه در تبریز ۱۲۰۰ تن زباله تولید میشود/برای زباله شهری تبریز سالانه ۱۵۰ میلیارد تومان هزینه میکنیم
مدیرعامل سازمان مدیریت پسماند شهرداری تبریز گفت: روزانه حدود یکهزار و ۲۰۰ تن زباله در شهر تبریز تولید میشود و سرانه تولید زباله برای هر شهروند ۶۷۰ گرم است.
علیرضا اصغری اظهار داشت: کلانشهر ۱.۵ میلیون نفری تبریز بیشک با تولید روزانه بیش از هزار تن مدیون پاکبانانی سختکوش و فداکار است که سبب شده است سازمانهای بینالمللی و کشوری برای چند سال متوالی این شهر را به بهترین و پاکیزهترین شهر برای زندگی انتخاب کنند.
وی گفت: یک اقدام مثبت مدیریت شهری در این مدت ارج نهادن به پاکبانان عزیز، آموزش، آگاهسازی به آنان است به دلیل کرامت و بزرگی این عزیزان زحمتکش نام “پاکبان” را بر آنان نهادیم، چراکه اعتقاد دارم ۲ هزار پرسنل سازمان که به صورت مستقیم و غیرمستقیم با مسئله جمعآوری زباله درگیر هستند، افرادی باصفا و همشهریانی زحمتکش و عزیز هستند و افتخار میکنیم که در کنار جامعه پاکبانان به آنان خدمت میکنیم.
وی افزود: مین امنیت شغلی و رفاه پاکبانان، نظارت دقیق بر عملکرد پیمانکاران و ایجاد مرکز دفن فنی مهندسی زباله شهرداری تبریز جزو اصولیترین مراکز در کشور است، در هموار ساختن مسیر پاکیزگی شهر تبریز نقش جدی ایفا کرده است.
اصغری گفت: آموزشهای شهروندی در حوزه پسماند و زباله و استفاده از روشهای نوین در جهت کاهش تولید زباله و تفکیک انواع زباله از جمله اقدامات آگاه سازی در این حوزه است.
وی در خصوص کارخانه زبالهسوز اظهار داشت: به دلیل ماهیت بینالمللی این قرارداد، فکر میکنم تدوین نهایی آن چند ماه طول خواهد کشید. سه سال مدت زمان ساخت این کارخانه است و با بهرهبرداری کارخانه پس از ۲۰ سال فعالیت، به صورت اورهال و تماماً در اختیار شهرداری تبریز قرار خواهد گرفت. نکته بسیار مهم این است که صفر تا صد قرارداد و سرمایهگذاری آن از سوی شرکت فرانسوی است و ۲۰ درصد سود خالص کارخانه را به ما برخواهند گرداند.
مدیرعامل سازمان پسماند شهرداری تبریز با اعلام اینکه روزانه حدود یکهزار ۲۰۰ تن زباله در شهر تبریز تولید میشود و سرانه تولید زباله برای هر شهروند ۶۷۰ گرم است، اظهار داشت: ما سالانه برای زباله شهری تبریز به صورت مستقیم و غیرمستقیم ۱۵۰ میلیارد تومان هزینه میکنیم و باید فکری به حال دفن زبالههای شهری کنیم، ۸۵ درصد زبالههای شهری در کشور ما دفن میشوند که یک فاجعه است و باید فکری به حال آن کرد.
اصغری گفت: احداث این کارخانه زبالهسوز توسط این شرکت فرانسوی یک فرصت برای ماست و آلایندگی این پروژه زیر استاندارد اروپا است؛ یعنی در بهترین شرایط محیط زیستی است و نمونه این کارخانه در شهر وین در کنار ایستگاه قطار و در داخل شهر باکو وجود دارد.
وی افرود: در رابطه با قرارداد این کارخانه از انتقادات و پیشنهادات عزیزان استقبال میکنیم اما به جرات میگوییم که با احداث این کارخانه به برند کارخانه زباله سوز در کشور تبدیل خواهیم شد. سرمایهگذاری این کارخانه به روش B.O.T و رقمی بالغ بر ۲۹۰ میلیون دلار است که صفر تا صد آن توسط شرکت فرانسوی انجام میشود.
در پایان جمعبندی همه صحبتها که شاید برخی از آنها در متن آورده نشد ولی گفته هایی بود که دل هر انسانی را آتش میزد، و آن اینکه چگونه میشود حقوق در برخی ادارهها برای کارمندان جدول حلکن بیشتر از آنهایی است که جدول تمیز میکند؛ فقط میتوان به تمام پاکبانان گفت که گرچه زیبایی دستان پرمهرت را خسته می کند اما مهر دستان خستهات با زیبایی شهر عجیب به دلها مینشیند.
رعایت حقوق شهروندی از نکات مهمی است که همه افراد باید براساس آن در جامعه رفتار کرده و مسؤولان امر نیز تلاش کنند تا با ابزارها و شیوههای نوین و به روز در این حوزه به زیباییهای شهری کمک شایانی داشته باشند.
رعایت حقوق شهروندی همواره یکی از موضوعات پر چالش شهری به حساب آمده است و برنامهریزان این حوزه تلاش کردهاند تا با استفاده از ابزارها و شیوههای مختلف، در این عرصه به موفقیتهای خوبی دست پیدا کنند.
وجود زبالهها در معابر شهری سبب به خطر افتادن سلامت و محیط زیست و باعث ایجاد یکی از نازیباترین صحنههایی میشود که در طول روز با آن مواجه میشویم. این امر میتواند معضلی جدی برای شهر و سلامت شهروندان باشد.
منبع: خبرگزاری فارس