پیوند مرگ و زندگی مقابل چشمان خبرنگار+ تصاویر از تبریز، صادق رنجبر: زلال که باشی، از وجودت می گذری و حیات می بخشی به همنوع خودت. داستان عجیبی است اهدای عضو و بخشیدن و گذشتن از ذره ذره وجودت؛ این داستان عشق و دوئلی بین عقل و احساس است. اهدای عضو، حکایت مردمانی است […]
پیوند مرگ و زندگی مقابل چشمان خبرنگار+ تصاویر
از تبریز، صادق رنجبر: زلال که باشی، از وجودت می گذری و حیات می بخشی به همنوع خودت. داستان عجیبی است اهدای عضو و بخشیدن و گذشتن از ذره ذره وجودت؛ این داستان عشق و دوئلی بین عقل و احساس است. اهدای عضو، حکایت مردمانی است از جنس نور؛ نوری که پروردگارشان به آنها ارزانی کرده تا روشنایی شوند برای راهی تاریک که به بن بست رسیده و گویی برایشان پایان زندگی اینجاست؛ اما اهدا کنندگان اعضا نمی گذارند مرگ پایان زندگی باشد. صبح روز جمعه دوازدهم مهر ۹۸ ساعت ۹ صبح تلفنم زنگ زد از بیمارستان بود خبر اهداء عضو بود خبر از دست دادن یکی از همشهریانمان بود اما هرچه باشد جان بخشی دوباره به چهار نفر تلخی این سفر ابدی را به شیرینی تبدیل میکند. وارد اتاق عمل شدم اینجا ایستگاه پایانی زندگی است و دستگاه بالای سر بیمار بعد از اتمام آمادهسازی برای برداشت اعضاء صوت کشید و خط ممتد بر صفحه نمایش ظاهر شد و تمام. اما این پایان راه نیست ارگانهای او در کالبدی دیگر به زندگی ادامه میدهد و باعث دمیدن جانی دوباره به چهار خانواده و یا شاید هم بیستر میشود. نمیتوانم حس آن لحظات را بیان کنم اما این را میدانم که هنگام جداسازی ارگانها موهای تنم سیخ شده بود و یک لحظه احساس کردم شاید ما هم روزی روی این تختها بخوابیم مهم نیست اهداء کننده و یا گیرنده باشیم مهم این است که این وضیعت میتواند برای همه ماهها اتفاق بیافتد. دکتر فرزاد کاکائی و دکتر افشار زمردی کار جداسازی ارگانها را انجام میکردند و گاهی نگاههای معناداری به همدیگر میکردند گویی با زبان اشاره با هم حرف میزدند از یک سو خوشحال از جان بخشی به افراد دیگر و از سویی دیگر ناراحت از دست رفتن بیمار و این سکوت معنادار آنها من را به عنوان یک رسانهای به تکاپو وا میدارد. دکتر کاکایی فوق تخصص جراحی پیوند اعضاء بوده و در مورد این عمل میگوید: فرد اهداء عضو شده خانم و اهل سردرود تبریز است از نظر اطمینان از سلامت ارگانهای مرتبط تمام شرایط اهداء را دارد دچار مرگ مغزی شده و خانواده وی برای اهداء رضایت دادند. خستگی از چشمهای این جراح پیوند اعضاء مشخص است چرا که از دیشب ساعت ۷ شب وارد اتاق عمل شده و پس از یک پیوند کبد موفق صبح زود نیز در یک روز تعطیل دوباره برای خدمت به همنوع خود در اتاق عمل است و کار جراحی جداسازی اعضای اهدا شده را انجام میدهد،کاکائی ادامه میدهد: این اهدا عضو سیزدهمین اهداء سال جاری را رقم زده و کبد به شیراز، قلب به تهران و کلیههای اهداء شده در تبریز توسط دکتر افشار زمردی و دکتر محسن محمد رحیمی و تیم جراحی پیوند کلیه انجام میشود. از کاکائی میپرسم چه کنیم که کارمان به پیوند عضو و بیماریهایی از این نکشد؟ البته میدانستم که حین عمل نباید زیاد با جراحان حرف زد اما چه کنم که ما اهالی رسانه انگار زبانمان باید همیشه به پرسش باز شود و این عادت است.در جواب میگوید: بهترین راه برای مصون ماندن از بیماریهایی که در نتیجه عدم کنترل و عدم مراجعه به موقع به پزشک است رخ میدهد، اصلاح شیوه زندگی، تحرک کافی رعایت تغذیه و مراجعه و کنترلهای به موقع و دورهای به پزشک است. این فوق تخصص جراحی پیوند اعضاء دانشگاه علوم پزشکی تبریز بدن را به مثابه یک کودک میپندارد و میافزاید: بدن انسان از ظرافت خاصی برخوردار است و همواره مستلزم رسیدگی و مراقبت است اگر مراقبت دقیق و منظم از بدنتان داشته باشید هیچ موقع اذیت نخواهید شد و باید مثل یک کودک مراقب بدن و سلامتی خود باشیم. کاکائی مدت زمان جداسازی و پیوند را این چنین توضیح می دهد: ببینید این عمل اگر چهارگانه در این مرکز بود نزدیک به ۱۲ ساعت شاید هم بیشتر به طول میانجامید اما چون کلیهها و جداسازی در این مرکز صورت میگیرد در مجموع حدود ۸ ساعت طول میکشد و البته طولانیترین و سختترین این اعمال پیوند کبد هست که بیش از ۸ ساعت است. مهمترین شرط برای اهدا عضو، اطمینان از سلامت ارگانهای مرتبط در فرد اهداء کننده است کمی آن سوتر و در دو اتاق عمل جداگانه عمل پیوند کلیه توسط دکتر افشار زمردی فوق تخصص پیوند کلیه و دکتر محسن محمد رحیمی متخصص جراحی کلیه و تیم جراحی همراه صورت میگیرد و تیم و اعضای اتاق عمل در تکاپو برای انجام یک پیوند و یک موفقیت دیگر برای مرکز هستند. از دکتر زمردی در خصوص این پیوند میپرسم و با لبخند خود که نشان از خوشنودی به لحاظ نجات بیمارش دارد میگوید: پس از انجام آزمایشهای لازم از فرد اهدا کننده و مناسب بودن شرایط وی برای اهدا اقدام به جداسازی و پیوند کردیم درست است فید اهدا کننده از نظر فیزیولوژی بدنی در وضعیت مناسبی بود و کلیههای وی نیز در شرایط خوبی برای پیوند بود از این رو یک عمل دوگانه پیوند کلیه خوبی را به نظرم خواهیم داشت. زمردی درحالی که آمادهسازی کلیه برای پیوند را انجام میدهد از سویی نیز بیمار دوم خود را میخواهد تا در اتاق عمل کناری مهیای عمل نمایند و ادامه میدهد: کلیهها در واقع فیلتر بدن بوده کار دفع سموم از بدن را به عهده دارند و البته با ظرافت خاصی کار خود را انجام میدهند و ما برای داشتن کلیههایی سالم و کارآمد باید راههای نگهداری و مراقبت صحیح از کلیهها و تمام اندامهای بدن را بیاموزیم نوشیدن آب کافی تحرک و رعایت اصول مراقبتی میتواند کلیههای ما را از گزند بسیاری از بیماریها مصون دارد. این فوق تخصص پیوند کلیه در خصوص وضعیت گیرندههای اهداء شده میگوید: گیرندهها آقا ۶۰ ساله و خانم ۵۸ ساله هر دو اهل تبریز هستند و نارسائی کلیه داشتند و امیدواریم با این پیوند و رعایت و مراقبت بعد از پیوند بتوانند زندگی راحتی تا پایان عمر داشته باشند. از زمردی در خصوص مراقبت بعد از پیوند پرسیدم، میگوید نکته اصلی اینجاست، برای نگهداری کلیه پیوند شده اولا باید بیمار تا آخر عمر تحت نطر پزشک بوده و دارو مصرف کند و مهمترین مدت مراقبت یک ماه اول پیوند است که باید بیشترین دقت را داشته باشد و بعد از آن ۶ ماه اول پس از پیوند است و بعد از اتمام دوره ۶ ماهه میتواند زندگی عادی داشته باشد ولی تحت نظر پزشک. داشتند کلیه پیوندی را بررسی و کنترل میکردند و من با کنجکاو شدم بدانم که چقدر میتوان کلیه جداسازی شده را در این وضعیت نگه داشت و این سوال شاید برای مخاطبان نیز پیش بیاید، اینگونه پاسخ میدهد: ارگان جدا شده از بدن تحت شرایط خاص و در درجه دمای ۴ درجه بالای صفر میتواند حدود ۶ ساعت بماند و ما با رعایت نکات ایمنی و بهداشتی پس ار بررسی و کنترلهای لازم در کوتاهترین زمان کلیه را به بدن فرد گیرنده پیوند میزنیم و البته این زمان هر چقدر کمتر باشد بهتر است. اینجا ایستگاه پایانی زندگی است و شاید برای بعضیها آغازی دوباره و هیچ تضمینی نیست تا من و شما در یکی از این تختها نخوابیم هموطن اهداء عضو اهداء زندگی و جان بخشی و دمیدین روحی تازه به کالبد ناامید خانوادههای نیازمند اهداء عضو است و این امر خداپسندانه هم از نظر دینی و هم از نظر انسانی نیکو و پسندیده است. من و شما هم میتوانیم با ثبت مشخصات در سیستم اطلاع رسانی اهدائ عضو و عضویت در این سامانه شریک در این امر خیر شویم تا شاید در مواقی که خدای ناخواسته دچار حادثه یا اتفاقی شدیم که منجر به آدم یا مرگ مغز شد بتوانند با اهدائ اعضایمان زندگی دوباره ای به افراد نیازمند ببخشند. این اهداء سیزدهمین اهداءعضو سال جاری در دانشگاه علوم پزشکی و بیمارستان امام رضا (ع)تبریز را رقم زد . دوئل عقل و احساس؛ انتظار برای نجات «نفَس»/ نفس عمیق مهربانی قلب، ریهها، کبد، رودهها، لوزالمعده، کلیهها، قرنیههای چشم استخوان، غضروف، عروق، تاندون، پوست و مغز استخوان رایج ترین اعضای قابل اهدای انسان است. سازگاری خونی و بافتی بیمار، وخامت شرایط بالینی، طول مدت انتظار در فهرست پیوند و فاصله مکانی شخص از واحد پیوند، تعیین می کند عضو پیوندی به کدام بیمار منتظر برسد. ابتلا به بیماریهای عفونی حاد مثل ایدز و هپاتیت یا اختلالات مزمن جسمی، مانع اهدای عضو خواهد شد. بیمارانی که عضو پیوندی دریافت می کنند برای جلوگیری از پس زده شدن عضو پیوندی باید تا پایان عمر دارو مصرف کنند. حال اگر به بیمارستانهای سراسر کشور مراجعه کنیم میبینیم خانوادههای هستند که یکی افراد آنان دچار مرگ مغزی شده است و باور ندارند که آن به خواب ابدی فرو رفته و تا زمانی دستگاهها به فرزندش وصل است، امید دارد و در بخش دیگر بیمارستان افرادی را مشاهده می کنیم که روی تخت بیمارستان با مرگ دست و پنجه نرم می کنند و در انتظار اهداء عضو هستند. اگر خانواده های بیماران مرگ مغزی راضی به اهدا عضو بیمارشان نشوند دیگر مجالی برای ادامه زندگی بیماران پیوندی نیست. دوست دارم پایانم آغاز راه سپید زندگی باشد فرهنگ ایثار و از خودگذشتگی در فرهنگ دینی ما بسیار ارزشمند است و مساله اهدای عضو برای خانواده ها به خاطر از دست دادن عزیز بسیار سخت است اما با الگو از این فرهنگ می تواند درهای امید را به سوی بیماران منتظر دریافت عضو باز کرد. هر ساله جشن اهداءکنندگان عضو با عنوان نفس در روز جهانی اهدا عضو در کشور با هدف ترویج فرهنگ اهدای عضو به صورت گسترده برگزار می شود اما برای فرهنگ سازی این امر خداپسندانه باید بیش از این تلاش شود. گرچه سخن از مرگ چندان شیرین نیست ، اما…. دوست دارم پایانم آغاز راه سپید زندگی باشد. انتهای پیام/۶۰۰۰۲