مظلومیت و فراموشی مفاخر آذربایجان/ غربت احیاکننده غدیر در سالروز عید غدیر ، پویا خوش پیمان: هر وقت سخن از واقعه غدیر میشود ناگهان نامش در ذهنها تداعی میشود. از بزرگترین شخصیتهای خطه آذربایجان است که نام و آوازهاش در جهان اسلام نیز به گوش میرسد. در سال ۱۲۸۲ هجری شمسی در روستای «سردها»، از توابع […]
مظلومیت و فراموشی مفاخر آذربایجان/ غربت احیاکننده غدیر در سالروز عید غدیر
، پویا خوش پیمان: هر وقت سخن از واقعه غدیر میشود ناگهان نامش در ذهنها تداعی میشود. از بزرگترین شخصیتهای خطه آذربایجان است که نام و آوازهاش در جهان اسلام نیز به گوش میرسد. در سال ۱۲۸۲ هجری شمسی در روستای «سردها»، از توابع بخش مرکزی شهرستان سراب در آذربایجانشرقی به دنیا آمد. اسمش را به سبب عشق وافری که خانوادهاش به امام حسین(ع) داشتند، «عبدالحسین» گذاشتند. کودکی عبدالحسین مانند دیگر همسالانش سپری نشد، بلکه او از همان کودکی، استعداد و تیزهوشی عجیبی از خود نشان میداد. روح پرسشگر و جستجوگرش نمیگذاشت تا او مانند دیگر کودکان باشد، هر کس در کودکی او را درک میکرد، از تیزهوشی وی خبر میداد. عبدالحسین، قرآن مجید و نهج البلاغه علی (ع) را نزد پدرش، میرزا احمد از علمای نامدار شهر سراب آموخت و از کمترین سن و سال بارها آنها را مطالعه و از همان سالها در سینه محفوظ داشت. او در سن ۱۴سالگی در مدرسه طالبیه تبریز مشغول تحصیل شد و در ۲۲ سالگی به نجف اشرف عزیمت کرد. پس از ادامه تحصیل، در سن ۳۲ سالگی به درجه اجتهاد رسید. بعد از نوشتن چندین کتاب و رساله، تالیف معروفترین کتابش را آغاز کرد. کتاب «الغدیر» او به نماد دفاع از امیرالمؤمنین و تشیع تبدیل شد؛ کتابی که ولایت را احیا و ماجرای غدیر را زنده و حقانیت اعتقادات شیعیان را بر همگان آشکار کرد. اولین زمینه نگارش کتاب «الغدیر» حوادث ناگواری بود که بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) در جهان اسلام به وجود آمد. هزاران نفر از مذاهب مختلف از جمله علمای سنی و وهابیت پس از خواندن این کتاب، شیعه شدهاند. دکتر عصار العمار، نویسنده و پژوهشگر عراقی در باره این کتاب اذعان کرده است: «من خودم سنی بودم با مطالعه کتاب «الغدیر» شیعه شدم». تلاش بیوقفه او در دوران زندگیش باعث ضعف جسمانی ایشان شده که منجر به بیماری و زمینگیر شدنشان در دو سال آخر عمر ایشان شد. تحمل رنجها در راه اعتلای دین اسلام، مذهب تشیع، تحصیل و تدریس معارف اهلبیت(ع) در ظهر روز جمعه ۱۲ تیر ماه ۱۳۴۹هجری شمسی به پایان رسید و صاحب الغدیر، پس از ۶۸ سال تلاش و کوشش، به دیدار باقی شتافت. او رفت اما الغدیرش چراغ خانه دلهای با صفا و مشعل هدایت عاشقان ولایت و امامت شد. آری سخن از شخصیتی است که ۱۱۶ سال پیش در خطه آذربایجان به دنیا آمد؛ عبدالحسین امینی معروف به «علامه امینی»؛ یکی از دانشمندان بزرگ، عالمان و مجتهدان شیعه. حال در سالروز عید غدیر، احیاکننده غدیرخم هنوز هم در آذربایجان و تبریز غریب است، حتی بنری از علامه امینی در شهر تبریز دیده نمیشود. علاوه بر آن جای خالی یک یادمان فاخر یا آیین بزرگداشت رسمی در سرزمین مادری علامه امینی احساس میشود. او حتی در زادگاه خود نیز غریب مانده و خانه پدریاش همچنان در غبار فراموشی و غفلت مسوولان و مردم فرو رفته است؛ بازسازی یک خانه قدیمی و تاریخی چندین سال است که در دو دولت (احمدینژاد و روحانی) ادامه دارد. در یکی از کوچههای روستای «سردها»، خانهای قدیمی و تقریبا متروکه وجود دارد که زمانی خانه پدری علامه امینی بود. خانهای که سالها پیش قرار بود پس از مرمت و بازسازی، نام «خانه ولایت» بر آن نهاده و با ایجاد موزه و قرار دادن برخی کتب و دستنوشتههای علامه به مرکزی برای بازدید پژوهشگران و گردشگران تبدیل شود اما به دلیل تعلل ادارهکل میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری این اتفاق تا به امروز روی نداده است. در سال ۸۹، ادارهکل میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری استان، خانه پدری علامه امینی را از صاحب شخصیاش خریداری کرد و به تملک خود درآورد. پیشتر گرشاسبی، فرماندار وقت سراب در خصوص بلاتکلیفی این خانه تاریخی گفته بود: تخریب منزل پدری علامه امینی در دولت دهم و در جریان سفر چهارم رئیس جمهور وقت به آذربایجانشرقی، به بهانه مرمت بدون مطالعه و تخصیص اعتبار و ردیف انجام گرفت. نیمه کاره رها شدن خانه علامه امینی حال نزدیک به ۹ سال از خرید این خانه قدیمی و تاریخی میگذرد. دهیار این روستا روند بازسازی و ترمیم خانه پدری علامه امینی را اینگونه به خبرنگار ما توضیح میدهد: « تا به امروز حدود ۸۰ درصد آن بازسازی و نوسازی شده است ولی اکنون این خانه نیمه کاره رها شده است». علیمحمد نقیزاده میگوید: «ادارهکل میراث فرهنگی تامین نشدن اعتبار در سالجاری را دلیل این کار اعلام کرد». او اضافه میکند: از طرف روستائیان طرحی به میراث فرهنگی ارائه شد تا کوچه و خیابان منتهی به خانه پدری علامه امینی سنگ فرش شود ولی هنوز تکلیف این طرح نیز مشخص نیست. به گفته نقیزاده، هر سال تعداد زیادی گردشگر داخلی و حتی خارجی برای بازدید از این خانه تاریخی به روستای سردها سفر میکنند ولی هر بار، با درهای بستهها مواجه میشوند. همواره در ورودی و میادین اصلی هر روستا یا شهر تصاویر بزرگان و عالمان تأثیرگذار آن منطقه را در قالبهای گوناگون نصب میکنند، اما در زادگاه علامه امینی خبری از این اقدامات نیست! موضوعی که دهیار این روستا آن را تائید کرده و میگوید: در ورودی روستا فقط یک عکس از علامه امینی به همراه شهدای روستا نصب شده است، ای کاش میراث فرهنگی مجسمه یا تندیس علامه امینی را نیز در «سردها» نصب کند. ضربالاجل فرماندار برای میراث فرهنگی فرماندار سراب نیز با اشاره به طولانی شدن مدت زمان اجرای عملیات مرمت و بازسازی خانه تاریخی علامه امینی به خبرنگار ما میگوید: این طرح هم اکنون با بیش از ۸۰ درصد پیشرفت فیزیکی، در حال احداث است و باید در اجرای آن تسریع شود. ایرج ثقفی یادآور میشود: خانه تاریخی علامه امینی در سال ۱۳۸۶ توسط ادارهکل میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری آذربایجانشرقی تملک و عملیات مرمت و بازسازی آن از سال ۱۳۹۰ آغاز شده است. او با تاکید بر لزوم تسریع در اتمام عملیات بازسازی و تکمیل این خانه تاریخی، متذکر میشود: این طرح باید تا پایان سالجاری به بهرهبرداری برسد. صیانت از آثار علامه امینی احترام گذاشتن به مقام علم و فقاهت است آیتالله علی ملکوتی، نماینده مردم آذربایجانشرقی در مجلس خبرگان رهبری نیز معتقد است: علامه امینی خدمات گرانسنگ و ارزشمندی به جهان اسلام و مکتب تشیع علوی کرده است، صیانت از آثار برجای مانده این بزرگوار در واقع احترام گذاشتن به مقام علم و فقاهت است. او در عین حال ابراز امیدواری میکند که تا هرچه سریعتر بازسازی و مرمت خانه پدری علامه امینی با مساعدت و توجه مسوولان و مردم به اتمام برسد. مشاهیر و مفاخر منطقه سرمایههای ملی هستند که تعداد آنها نیز محدود است و خلق چنین افراد نخبهای چندین سال طول میکشد. آذربایجان نام سه علامه را بر دوش میکشد، علامههایی که همیشه آبروی این خطه بودهاند؛ علامه امینی که حریم ولایت را پشتیبان است، علامه طباطبایی مفسر قرآن کریم و علامه جعفری که فلسفه را امانتدار است. حال این سؤال به ذهن میرسد که بیتوجهی مسوولان و متولیان فرهنگی که وظیفه انجام امور فرهنگی را با خود به یدک میکشند، کِی به پایان میرسد؟ انتهای پیام/۶۰۰۲۱/س