آن ۱۵ ثانیه غرش زمین/ رویاهایی که خط خوردند از تبریز- فرینوش اکبرزاده:درست پنج روز قبل از سالگرد زمین لرزه مهیب و ویرانگر کرمانشاه، شمالغرب کشور و شهرستان میانه آنچنان لرزید که خواب بر سر بسیاری آوار شد و سقف بر سر تعدادی دیگر؛ لرزشی که پس از آرام گرفتن زمین، ۵ تن از هموطنان […]
آن ۱۵ ثانیه غرش زمین/ رویاهایی که خط خوردند
از تبریز- فرینوش اکبرزاده:درست پنج روز قبل از سالگرد زمین لرزه مهیب و ویرانگر کرمانشاه، شمالغرب کشور و شهرستان میانه آنچنان لرزید که خواب بر سر بسیاری آوار شد و سقف بر سر تعدادی دیگر؛ لرزشی که پس از آرام گرفتن زمین، ۵ تن از هموطنان ما را پس نداد و با خاطراتشان به دیار باقی برد.نیمه شب ملتهب شمالغرب کشور، رفته رفته جای خود را به رفت و آمد در خیابانهای سرد آبان ماه، اخبار، تصاویر و تماسهای مکرر داد و التهاب ساعتهای دلهره، با طلوع خورشید فروکش کرد.هنوز در روزهای اول پس از بحران هستیم و شرایط منطقه و پسلرزههای گاه و بیگاه به همراه حضور هموطنان و مسوولان، مهمان شهرها و روستاهای سراب و میانه به ویژه روستای “ورنکش” است. جایی که دو غنچه نوشکفته سرزمینمان، «زهرا» و «ریحانه» شیرینزبانش را از دست داده و در غمی جانکاه فرو رفته است. دخترکان پرشوری که ماهها پیش از این در گفتوگو با مجری سیمای سهند، گفته بودند باید عصبانی باشیم تا مملکتمان را درست کنیم… روستای “ورنکش” و تعدادی از روستاهای منطقه که شاهد تخریب بافت قدیمی و بسیاری از آغلهای خود بودند، اکنون چادرهای سفید را در پهنه لرزان خود جای دادهاند. با این وجود سرمای انتهای آبان ماه در منطقه، ای خود را در میان زندگی اهالی در زیر چادرهای سفید باز کرده، آنقدر که دو نفر از هموطنان نه به سبب ریزش آوار در زمین لرزه که به جهت خفگی ناشی از دود زغال داخل چادر جان باختند و دردی دیگر روی دل دردمند این روزهایمان شدند. اکنون، زلزلهزدهها باید زیر چادرهایشان تنگتر بنشینند و بیشتر خود را جمع کنند تا جایی برای سرما، این مهمان تازه هم باز شود. با این وجود خبرهای خوب هم کم نیست، پاکسازی محیطی در جریان است و دور نیست وقتی که سازندگان میهن، دست به کار ساخت و ساز شوند.تلخی روبه رو شدن با برخی واقیعتها اما هنوز هست؛ واقعیت دارد که زمینلرزه چند خانواده در آذربایجان را داغدار کرده و خانواده های بیشتری را در آسیبهای منزل و مرگ احشام سهیم نموده. واقعیت دارد که خانوادههای داغدار هیچگاه شکل گذشته خود را نخواهند یافت اما هنوز هزاران نفر در این مناطق زنده هستند و زندگی همچنان و ناگزیر جریان دارد و باید برای این افراد کاری کرد؛ باید آستینها را بالا زد و همت کرد و سقفی شد بر سر مردم گوشهای از ایران که سرما، اشک ماتم دیدگانشان نشود.حضور ساکنان فصلی مناطق زلزلهزده یکی از چالشهای تیمهای امداد رسان است؛ افرادی گاه به گاه و بیگاه در شهر و روستای خود حضور دارند اما الان در سرمای سراب و میانه، نظارهگر روند بازسازی هستند. با تمام این احوال، ما در مقابل پیکری که عضوی از آن این روزها دردمند است وظیفه داریم. نباید بگذاریم کودکان بیگناهی که نیمه شب پاییزیشان با غرش زمین خط خورده، به فکر سرپناهی باشند تا روزهای سردشان را زیر سقف آن گرم کنند. دستاندرکاران این حوزه در برههای بحرانی با انجام اقدامات مختلف توانستند فشار اخبار را در این خصوص کم کنند، اقدامی که نسبت به حوادث پیشین در شکل بهتری صورت پذیرفت و به کاهش نگرانی شهروندان به ویژه در نقاط مختلف استان انجامید.پخش برنامه زنده رادیویی، حدود ۳۰ دقیقه بعد زمینلرزه و برنامه زنده تلوزیونی حدود ۲ ساعت بعد لرزشهای نیمه شب، گفتوگو با متولیان و مسوولان استانی و امدادی و انتقال اخبار و اطلاعات لازم برای کاهش نگرانی مردم به ویژه در مناطق دور افتاده استان، از جمله اقدامات خوبی است که پیش از این شاهد آن نبودیم.شاید هنوز برای بررسی ابعاد حادثه زمینلرزه اخیر زود باشد اما یکی از نکاتی که در این رهگذار نباید آن را از یاد برد، حل مشکلاتی است که میتواند به حفظ آرامش مردم یاری رساند. عدم قطع شبکه تلفنهای ثابت و همراه همزمان با نخستین لرزشهای زمین، بر خلاف حوادث پیشین توانست از آشفتگی خاطر و نگرانی مردم جلوگیری نموده و موجبات اطلاع رسانی را نیز فراهم آورد.از زمین لرزه ۲۱ مرداد ۹۱ به بعد، از زمین لرزه یک سال قبل کرمانشاه به این سو و در مجموع بعد از هر اتفاق و سانحه طبیعی تا مدتها سخن از مدیریت بحران میرود و اجزای آن گامهایی برای بهبود اوضاع در صورت تکرار حادثه برمیدارند. با این وجود هنوز و به شدت نیازمند تلاش در جهت توسعه دامنههای این حوزه هستیم. چه در بخش مدیریتی و چه در نگاه رسانهای.سالها قبل بعد از زمین لرزه ارسباران در دیدار مدیران استانی، بر لزوم تشکیل گروه خبرنگاران بحران تاکید شد و مورد تایید و تمجید هم قرار گرفت اما این اتفاق هنوز جامعه عمل به خود نپوشیده تا ببینیم وقتی بحران رخ میدهد، حضور افراد آموزش دیده تا چه اندازه به انتشار اخبار و مطالب دقیق یاری میرساند.با تمام نقاط ضعف موجود، این آزمون سخت بازهم چهرهای زیبا از همدلی و همزبانی مردمان این دیار را به تصویر کشید. پیگیری مکرر هموطنان از نقاط دور و نزدیک کشور، اصناف و بازاریان تبریز که بخشهای مختلفی از ساخت و ساز و کمکرسانی را به عهده گرفتهاند، مدیران ارشد کشور که این روزها در رفت و آمد و بررسی اوضاع و اقدامات لازم هستند همچنین اشکهایی که از چشمان تمام ایرانیان در هرکجای میهن در غم سر همیشه سر بلندش جاری شد.بار دیگر باید دست در دست هم، بر قلب زخمدیده آذربایجان مرهمی بگذاریم تا شاهد تجلی کلام سعدی علیهالرحمه از «اعضای یک پیکر» باشیم. انتهای پیام/۶۰۰۱۲/