آخرین آثارتبریز کهن را دریابید؛ شناسایی جدید پیشکشتان ، به ناگاه زمین سست میشود، قسمتی از آن فرو میریزد و چرتِ چندساله تاریخ این مکان به هم میخورد. خمیازهای کشدار میکشد،خاک از سر رو تکان میدهد و تیغ مستقیم آفتاب چشمانش را میآزارد. هیاهو میشود، فلشها زده میشوند و تیترهایی رنگارنگ، صفحات روزنامهها و نشریات […]
آخرین آثارتبریز کهن را دریابید؛ شناسایی جدید پیشکشتان
، به ناگاه زمین سست میشود، قسمتی از آن فرو میریزد و چرتِ چندساله تاریخ این مکان به هم میخورد. خمیازهای کشدار میکشد،خاک از سر رو تکان میدهد و تیغ مستقیم آفتاب چشمانش را میآزارد. هیاهو میشود، فلشها زده میشوند و تیترهایی رنگارنگ، صفحات روزنامهها و نشریات را مزین میکند. “تبریز قدیم از دل والمان سر برآورد”، “کشف بخشی از تبریز قدیم از دل کوچه و المان”، “بخشی از تبریز قدیم کشف شد.” سری به تاریخ بزنیم و ببینیم منظور از تبریز قدیم چیست؟ در کتاب تبریز شهر کهن تاریخ به تالیف ناصر رهنمای شهسواری میخوانیم: -در مورد تاریخ و پیدایش شهر تبریز نظرات و اقوال مختلفی از سوی اندیشمندان و مورخان مطرح شده است. شاردن در سیاحتنامه خود در قرن ۱۷ میلادی نوشته است: در تمام عالم، من شهری نمیشناسم که درباره بنا و پیدایش و نام اولیه آن، نویسندگان جدید این قدر زیاد بحث و جدل کرده باشند. بسیاری از جهانگردان اروپایی تبریز را همان اکباتان قدیم پنداشتند. تاورین میگوید: عقیده بعضی این است که تبریز همان اکباتان قدیم، پایتخت مملکت مادهاست همچنین شاهان قدیم ایران در تابستان به اکباتان-که امروز آنجا را تبریز مینامند-، نقل مکان میکردند و کتابخانه شاهان ماد در آن قرار داشت، این نظر که تبریز همان اکباتان قدیم است، توسط دیگر جهانگردان اروپایی همچون لابولای لوگوز، گاسپاردروویل، موله و ….نیز تائید میشود. در کشور ما اسماعیل وکیلی که قله اخیسعدالدین را که ولیان (بیلان)کوه نیز نامیده میشود و تپهای در شمال شرقی تبریز جای شهر اکباتان میپندارد و برای صحت ادعای خود چنین استدلال میکند، چون وضع طبیعی تپه مذکور قله با وضع طبیعی و جغرافیایی تپهای که هرودت در کتاب تاریخ خود ذکر کرده تطبیق میکند و چنانکه گفتیم مادهای آریایی هم در این حدود مسکن کرده بودند، امکان دارد که در آن عهد همان طوریکه عدهای جغرافیدان مانند موله، آنانی و ….دیگران معتقدند تبریز اکباتان نامیده میشده و پایتخت اولیه مادها در این مکان (قله اوستی ) بنا شده است. نظر به نزدیکی آن به اورارتو و آشور به همان دلیل که در زمان صفویه پایتخت در وهله اول در تبریز بوده و بعدا به جهت نزدیکی به عثمانیها به قزوین و پس از آن به اصفهان انتقال یافت. برای شناسایی هویت یک ملت و فرهنگ آن، تاریخ آن ملت به منزله شناسنامه اوست و بررسی آثار و شواهد، آن تاریخ را به ما میشناساند. در اینکه شهرمان تبریز تاریخ کهنی دارد، شکی نیست اما متاسفانه وقوع زلزلههای متعدد در طول سالهای ۲۴۴ ، ۴۳۴،۱۰۳۳، ۱۱۹۳ هجری قمری و به ویژه زلزله سال ۱۰۵۰ هجری قمری که یکی از سختترین و پرحادثهترین زمین لرزههای تبریز بود، خط بطلان بر بناهای تاریخی این شهر کشید. از جمله بناهای باشکوهی که در این زلزله با خاک یکسان شدند، میتوان از کوشک پادشاهی شنبغازان نام برد که یکی از باشکوهترین عمارتهای تاریخی تبریز به شمار میرفت. مسجد تاریخی استاد شاگرد و دیگر مساجد که هرکدام یادگار پادشاه یا وزیری بوده است و همه ویران شدند. همچنین رشیدیه، قاضیه، سلیمانیه، عمارت شیخ اویس و تکیههای متعدد خصوصا تکیه سید مفتول بند، مساجد و مدارس خصوصا مقصودیه، مسجد جامع آسمان بنیان و طاق مسجد علیشاه، مسجد شیخ حسن و مسجد جهانشاه ترکمان، هرکدام در ایران بیمثل و مانند بودند. هر از گاهی اگر تیشهای بر زمین خورده و گوشهای از تاریخ سر برمیآورد یادآور این نکته است که تاریخ و میراث به جا مانده از آن نه ارث پدریمان است که آنها را غارت کرده و برای به دست آوردن پولهای هنگفت به واسطهها بفروشیم که در موزههای معروف دنیا جای گیرد، نه آنقدر بیتوجهی کنیم که براثر عدم رسیدگی از بین بروند و آیندگان از دیدن آنها محروم شوند. وقتی خبرها و یادداشتهای چند روز اخیر در مورد آثار تاریخی سر برآورده، المان تبریز را مطالعه میکردم، عکسالعمل مردم برایم جالب بود که چقدر با شور و شعف پیگیر این خبر بودند و میخواستند بدانند که این بنا چه بوده است ؟ به نظرم قبل از اینکه در مورد این بنا آنقدر کنجکاوی به خرج بدهید، اداره میراث فرهنگی، شهرداری و هر ارگان دیگری که مسوول رسیدگی به بناهای باستانی است را وادار کنید تا با بیتوجهی به چند بنای باقیمانده از تبریز کهن خط بطلان به تاریخ آن نکشند که همانطور که در بالا ذکر شد، این بناهاست که تاریخ این شهر را بیان میکنند. شهر تبریز حدود ۷ قرن پیش صاحب یک شهر دانشگاهی بود،ربع رشیدی که به اصطلاح امروز یک شهر علمی و دانشگاهی بوده و با گذشت بیش از ۷ قرن از تاسیس آن هویت علمی و دانش گذشتگان ما را نمایان میکند به طوریکه اکنون این مجتمع کم نظیر، نظر دانشمندان را به خود جلب کرده و هر کس به طریقی از سندی تحقیق میکند ولی متاسفانه از این مجتمع معروف جهانی هیچگونه نشانی نمانده و فقط چند تکه تصویر حقیقی و فرضی عظمت آن را نشان میدهد،اکنون چیزی جز تپه برجای نیست. چطور که اکنون در تاریخ نام سلطان ابوسعید به خاطر دسیسه در قتل خواجه رشیدالدین فضلالله و به یغما رفتن ثمره کار، آن همه خدمتگزار علم و هنر(در نابودی ربع رشیدی) به بدی یاد میشود، فردا نیز نام کسانی را که در حفظ آثار تاریخی کوتاهی کردند و هیچ کاری برای نگاهداشت این آثار گرانبها نکردند، در تاریخ خوش ثبت نخواهد شد. دیگر فراموش کردهایم که چند سال از حصارکشی و حفاری بنای باستانی مقبرهالشعرا میگذرد، چه گردشگرانی که به امید دیدن این بنا کیلومترها طی کردند و موفق به دیدنش نشدند، مسوولان کی و چه زمانی از خواب خرگوشی بیدار خواهند شد، خدا میداند. چه تعداد بنای ریز و درشت دیگری که در گوشه و کنار این شهر در اثر بیتوجهی آخرین رمقهای خود را برای ویرانی کامل میکشد؟ در ادامه حفاریهای غیر اصولی در کنار بناهای تاریخی شهر تبریز، انجمن متخصصین حفاظت و مرمت بناها و بافتهای تاریخی با صدور بیانیهای با عنوان «دست از گلوی تبریز بردارید» به کشف بافت تاریخی در حفاری محله و المان واکنش نشان داده و از اجرای بیرویه و بدون پشتوانه علمی پروژههای کلان عمرانی و بهکارگیری نیروهای غیرمتخصص در میراث فرهنگی استان انتقاد کرده است.انجمن متخصصین حفاظت و مرمت بناها و بافتهای تاریخی، پروژههای بازار ابریشم جنب گوی مسجد، پروژه موزه فرش در همجواری گوی مسجد و موزه آذربایجان، پروژه بازار مشروطه در بخش شمالغربی بازار تبریز، پروژه میدان شهید بهشتی (منصور سابق)، پروژه آیسان در باغ گلستان در حریم منظری بازار تبریز و اجرای پروژه تجاری در محوطه میدان صاحبآباد، از پروژههایی برشمرده که در طی سه دهه اخیر و در سایه حمایت شهرداری و مسوولان شهری ضربات جبرانناپذیری بر موجودیت بافت تاریخی تبریز وارد کرده است. در بخش پایانی این بیانیه، از امام جمعه محبوب تبریز، استاندار گرامی، مراجع محترم قضایی و سازمانهای نظارتی استان خواسته شده در مسئله سوءمدیریتها و قصور احتمالی در تعرض به میراث فرهنگی استان ورود کرده و علاوه بر برخورد با اشخاص و ارگانهای خاطی، موجبات جلوگیری از تکرار چنین رخدادهایی در استان را فراهم آورند. نگارنده فاطمه داداشی انتهای پیام/۶۰۰۱۲/س