چشمهایت را ببند تا دنیای مرا درک کنی از تبریز- فاطمه دادشی:میخواستم بگویم کاش میتوانستم چشمانم را به تو هدیه دهم اما دقیق که فکر میکنم میبینم تمام دنیای من با زیباییهایش در برابر دنیای آن سوی چشمان تو کوچک است. میدانی خداوند تمام حسهای زیبایش را در سرانگشتانت به ودیعه نهاده است تا آفرینش […]
چشمهایت را ببند تا دنیای مرا درک کنی
از تبریز- فاطمه دادشی:میخواستم بگویم کاش میتوانستم چشمانم را به تو هدیه دهم اما دقیق که فکر میکنم میبینم تمام دنیای من با زیباییهایش در برابر دنیای آن سوی چشمان تو کوچک است. میدانی خداوند تمام حسهای زیبایش را در سرانگشتانت به ودیعه نهاده است تا آفرینش گل را با تمام وجود احساس کنی و به ما بفهمانی گل رز را نه به خاطر ظاهر زیبایش بلکه به سبب حس لطیفش دوست داشته باشیم. نمیدانی چقدر زیبا میشوی وقتی آرام و با افتخار عصای سفیدت را به ایفای نقش چشمانت رها میکنی تا خود را از احساس نیاز به دیگران بازداری. به عصای سفیدت احترام میگذاریم و هرگز با حسرت به حصارهای سیاه چشمانت نگاه نمیکنیم! لحن صدایش به ارتعاش تارهایی میماند که دستانی هنرمندانه آنها را به صدا درآورده باشد و چه خوش مینشیند این صدا بر دل انسان چون نسیم روحنواز سحرگاهی در دل طبیعت. به مناسب روز نابینایان فرصتی دست داد تا پای صحبتهای دختر جوان روشندلی بنشینم که ۱۸ بهار از زندگیش را پشت سر گذاشته اما با قامتی استوار و توانمند قدمهای بلندی در راه موفقیت و زندگی توام با امید برداشته است. در ادامه مصاحبه بیشتر با او آشنا خواهیم شد.از خود و فعالیتهایتان بگویید؟ آنیتا سرتیبی هستم، ۱۸ سالمه و در زمینههای نویسندگی، گویندگی، گزارشگری و بازیگری تئاتر فعالیت میکنم. علاوه بر اینها در فضای مجازی موسس گروه تلاش نابینایان هستم که با عزیزان نابینا و بینا از سراسر کشور در زمینه های گویندگی، گزارشگری، نمایش صوتی و تولید برنامههای رادیویی فعالیت میکنیم . وقتی در گروه فضای مجازیشان مرا نیز عضو میکند با دیدن این همه انرژی، توانمندی و استعداد اشک در دیدگانم جمع میشود. نوشتن متنهای ادبی به مناسبتهای گوناگون و اجرای آنها به شکل پادکست. نوشتن داستانهای کوتاه و تبدیل آنها به نمایشنامه و همچنین اجرای این نمایشنامهها توسط گروه دوستانهاشان همگی نشان از ذوق و استعداد سرشارشان دارد . چه زمانی فهمیدی که با همسن و سالانت فرق داری؟ در ۶ سالگی فهمیدم نابینا هستم از همان روزی که معلم من را به جای دفتر و مداد، با لوح و قلم و خط زیبای بریل نابینایان آشنا کرد. فرق زیادی بین افراد بینا و نابینا نمیبینم. همه افراد در خود نقصی دارند، بعضیها ظاهری و برخی باطنی، ما هم صرفا” فقط با چشم ظاهری نمیتوانیم ببینیم پس با توجه به اینکه هیچکس کامل کامل نیست، نابرابری بین افراد وجود ندارد. از دختری جوان با این همه ذوق و هنر و استعداد جوابی این چنینی نیز به این سوال انتظار میرود. دختری که توانسته علاوه بر اینکه تواناییهای خودش را بارور کند با تشویق دیگر دوستان نیز آنها را در یک گروه با هم جمع کرده و مشغول نوشتن و اجرا و گویندگی در فضای مجازی هستند و برای خودشان کلی نیز مخاطب دست و پا کردهاند. دوست ندارم این سوال کلیشهای را از او بپرسم ولی با این همه شم خبرنگاریم باعث میشود که از کنار این سوال نگذرم.آیا از شرایط خود راضی هستی؟ یا اینکه دوست داشتی مثل دیگر همسن و سالانت سالم بوده و از حق بینایی برخوردار باشی؟ باور کنید اگر به من بگویند یکی از فعالیتهای اجتماعیت را انجام نده در عوض بینا باش، هرگز و هرگز قبول نمیکنم، از شرایط فعلیام راضیام و عمیقا” احساس خوشبختی میکنم، چون معتقدم خوشبختی یعنی راضی بودن از داشتههایمان. شما تا چه اندازه از حمایتهای خانواده برخور دارید؟ آیا این حمایت به خاطر وضعیت خاصاتان ویژه است یا فرقی با دیگر اعضای خانواده ندارید؟ در بین اعضای خانواده همه با هم قلبا” صمیمی هستیم اما به خاطر نابینایی هیچوقت جایگاه من در خانواده بیشتر یا کمتر نیست یعنی خودم دوست دارم این طور باشد. چون عرض کردم نابیناها هیچ فرقی با دیگران ندارند اما خانوادهام از هیچ کمکی و حمایتی دریغ نمیکنند، من در عرصههای مختلف فعالیت میکنم و همیشه خدا و خانوادم و به خصوص استاد گرامی آقای مهدی رفعتی در همه حال مشوقم هستند. (مهدی رفعتی مدیرعامل موسسه نابینایان بصیر در مدرسه استثنایی مردانیآذر تدریس میکنند و معلم هستند)میتوانم ادعا کنم که استاد رفعتی پدر هنری من هستند. نابینایی مرا محدود نکرده بلکه برام پلهای به سمت موفقیت و پیشرفت شده است، همیشه سعی میکنم بیشتر از همسن و سالانم تلاش کنم. این دختر مستعد روشندل با این سن و سال کم توانسته ۳کتاب به رشته تحریر درآورد. در زمینه فعالیتهای تالیفی خود هم بگویید؟در کنار درس، علاوه بر فعالیتهایی که گفتم، سه کتاب داستان با عناوین “مجموعه داستان کوتاه،”خواستن توانستن است” و “زود قضاوت کردن” که به خط بریل به چاپ رسیده است، نمایشنامه و چندین متون ادبی نوشتم و این سعادت رو دارم که قلمم همیشه رفیق شفیقم هست، مترجم زبان انگلیسی هم هستم و سعی میکنم گروه تلاش را در سراسر جهان با جذب اعضای نابینا گستردهتر کنم. متاسفانه بر عکس کشورهای اروپایی که سالهاست شهرسازیشان را مطابق با نیازهای طبیعی افراد معلول تنظیم کردهاند، در کشور ما در هر زمانی که پای صحبتهای معلولان و افراد کمتوان مینشینیم این گلایه را دارند که در رفت و آمدهای شهری با مشکلات عدیدهای روبهرو هستیم، این دوست روشندل ما نیز از این امر مستثنی نبوده است. از مشکلات خود هم بگویید؟ من در زمینه گزارش و خبرنگاری فعالیت میکنم و با نابیناهای دیگر که همصحبت میشوم، آنقدر انتظاراتشان از مسولان بیان کردند و پاسخی نگرفتند، لذا به امکانات فعلی قانع شدند و این بسیار دردآوراست، در شهر تبریز پیادهروها برای افراد نابینا اصلا مناسب نیست. خطوط عابر پیاده که مخصوص نابینایان است اکثرا منتهی به تیرهای برق هستند و وقتی نابینا با استفاده از آن خطوط مسیرش را طی میکند، با مانع برخورد کرده و ممکن است آسیب ببیند. رانندههای اتوبوس و تاکسی رفتار مناسبی با نابینان و افراد کمبینا ندارند و باید در این زمینه به آنها آموزش داده شود. خیلی از دوستان من در رشتههای هنری مثل موسیقی بسیار مستعد هستند اما هنرستانها این افراد را پوشش نمیدهند، بنابراین این دوستان به اجبار وارد رشته ادبیات و علوم انسانی میشوند، بعضی از عزیزان چون واقعا” به این رشته علاقه ندارند، دچار افت تحصیلی میشوند و در این میان استعدادهای نابینایان شدیدا نادیده گرفته شده است. از آرزوهایت میتوانی بگویی؟ آرزو دارم در جامعه فرد مفیدی باشم، برای رسیدن به آرزوهایم سخت و شبانهروز تلاش میکنم، عاشق هنر و خبرنگاری همچنین گزارشگری هستم؛دوست دارم یک گزارشگر واقعی باشم و صدای مردم سرزمینم شوم. گروه مجازی “تلاش” را یک سال پیش تشکیل دادیم و خوشحالم که آنقدر پرمخاطب است،این گروه بدون حمایت سازمانی فعالیت میکند و آرزو دارم این گروه بهانهای برای اشتغالزایی دوستان نابینایم شود. آیا معلولیت برای شما محدودیت شده است؟ معلولیت محدودیت است ولی مانع نیست، برای مثال نابینایان در زمینه هنر استعداد دارند اما به آنها از طرف هنرستانها اجازه تحصیل در زمینه هنر داده نمیشود، این یعنی مانعی که به دلیل فقر فرهنگی جلوی پرورش استعدادها را در کشور ما گرفته است. اگر در یک جمله از کسانی که تاکنون به تو کمک کردهاند، بخواهی تشکر کنی این قدردانی را از چه کسی میکنی؟ پدر و مادرم که عشق هستند و سپاس و قدردانی من از آنها در واژهها نمیگنجد. آیا در زمینه اختراعات و فناوریهای ویژه نابینایان نیز اطلاعاتی داری و در این زمینه مشتاق به کسب اطلاعات هستی؟ در مورد اختراعات ویژه نابینایان تحقیق میکنم و از فناوریهای نابینایان برخوردارم، خودم نیز از گوشیهای همراه گویا مخصوص نابینایان و لبتاپ گویا استفاده میکنم. نظرت در مورد طبیعت چیست؟ از طبیعت کلی انرژی مثبت میگیرم به خصوص از باران و دریا که به من آرامش میدهند و به نوشتن ترغیب میشوم. بیشتر چه تفریحاتی داری؟ از تلاش و کسب موفقیت کلی لذت میبرم اما در کنار خانواده و دوستان پارک و جاهای دیدنی هم میروم. و سخن پایانی؟ از همه مخاطبان دعوت میکنم شنونده برنامه ما باشند که با عزیزان نابینا کلی برای تهیه این برنامه انرژی گذاشتیم، امیدوارم نابینایان مثل عمو نوروز فقط سالی یک روز نباشند، بلکه همیشه به همه اقشار جامعه توجه کنیم. انتهای پیام/ ۶۰۰۲۲/