عزای حسین(ع) سروش آسمانی در زمین ، صدای قدمهای ارباب میآید،کوچهها و محلهها بیرق عزا بر تن کردهاند تا صدای قدمهای ارباب بیسر در شهر و دیارمان بپیچد. از گلدستههای تاریخ صدای حزنآلود و شورانگیز دادخواهی امام حسین(ع) از فراسوی زمان بهگوش میرسد و مظلومیت آلعبا را در سراسر گیتی میپراکند. محرم یک سروش آسمانی […]
عزای حسین(ع) سروش آسمانی در زمین
، صدای قدمهای ارباب میآید،کوچهها و محلهها بیرق عزا بر تن کردهاند تا صدای قدمهای ارباب بیسر در شهر و دیارمان بپیچد. از گلدستههای تاریخ صدای حزنآلود و شورانگیز دادخواهی امام حسین(ع) از فراسوی زمان بهگوش میرسد و مظلومیت آلعبا را در سراسر گیتی میپراکند. محرم یک سروش آسمانی در زمین است که طنین صدای آن در تمام جهان بهگوش وجدانهای بیدار میرسد. محرم که فرامیرسد همه عاشقان عرض ادب و ارادت خود را به پیشگاه سید و سرور شهیدان (ع) ابراز میکنند، هر فرد به نوعی میکوشد تا در این بارگاه قدم بردارد، یکی با مال، یکی با جان، آن دیگری با راهاندازی دستههای عزاداری و هیاتهای حسینی، برخی با احسان و نذورات و برخی نیز بر سر در خانه خود پرچم سیاه عزا نصب کرده و اعلام میکنند سیاهپوش امام حسین (ع) بوده و در خانهشان به روی عزاداران حسینی باز است. مرثیههای حسینی در منزل حال و هوای خاص خود را دارد، ساده و بیریا هستند، برخلاف برخی مجالس عزاداری زنانه که تجملات رسوخ کرده در آن اصل عزاداری را به حاشیه میراند، مرثیههای حسینی که به مدت چند روز برگزار میشود، سادگی و خلوص خاصی دارد. مرثیههای حسینی که بانیان مجلس در خانه خود برگزار میکنند، سابقه خیلی طولانی دارد بهطوریکه برخی خانوادهها برگزاری این نوع مرثیه و عزاداری را از زمان پدربزرگها و مادربزرگهای خود به یاد داشته و تعریف میکنند و برخی از آنها نیز بعد از فوت جد خود مرثیه و روضهخوانی در منزل را ادامه دادهاند. ۴۰سال خادمی خانم زرینتاج غزنوی و آقای مرغوب ساعیپور زوج تبریزیی هستند که حدود ۴۰ سال است با فرارسیدن ماه محرم با نصب پرچم سیاه عزای امام حسین علیهالسلام در خانه خود را با گشادهرویی و اخلاص به روی عزاداران میگشایند و امسال هم در اولین روز عزای حسینی مراسم خود را آغاز کرده و تا روز عاشورا همچنان عشق و ارادت خود را به درگاه امام حسین علیهالسلام ابراز میدارند. آنها قبل از اینکه صحبتهای خود را به صورت رسمی آغاز کنند، خانم زرینتاج میگوید: ما خاک پای ائمه اطهار (ع) هستیم، چگونه میتوان عنایت و کرامت اهل بیت (ع) را به زبان آورد، ما هر چه داریم و خواهیم داشت به برکت همین مرثیهها و روضههای امام حسین علیهالسلام است، ما در این مکتب بزرگ شدهایم و در خانه ما همیشه بر روی عاشقان و عزاداران حسینی باز است و تا زمانی که جان در بدن داریم همچنان این در باز خواهد بود. از ۴۰ سال پیش میپرسم، از روزی که تصمیم گرفتند خانه خود را به عزاخانه حسینی تبدیل کنند، زرینتاج بانو میگوید: ۵ یا ۶سال بعد از ازدواجمان بود که دو فرزند دختر و پسر هم داشتیم، یک روز نیت کرده و به همسرم گفتم اگر اجازه بدهی میخواهم در خانه خودمان مرثیه حضرت امام حسین بگیرم، همسرم بلافاصله قبول کرد و از ماه محرم همان سال مرثیه و روضه امام حسین علیهالسلام را در خانه خود آغاز کردیم البته الان دقیقا یادم نیست چه سالی بود ولی حدود ۴۰ سال است که این مرثیه را برگزار میکنیم. وی ادامه داد:حتی برای یکسال هم در برگزاری مراسم مرثیه وقفهای پیش نیامده است و با شور، علاقه و ارادت زیاد در خانه را بر روی بانوان عزادار حسینی باز میکنیم. مدیون اهل بیت (ع) هستیم مرغوب ساعیپور نیز در ادامه صحبتهای همسرش میگوید: وقتی زرینتاج خانم نیت برگزاری مرثیه را مطرح کرد، گفتم: چه کاری بهتر از اینکه صدای عزای حسین (ع) از این خانه بیرون بیاید، امام حسین (ع) دردانه خداوند است و تمام ائمه اطهار (ع) دوستداشتنیترین بندگان خداوند هستند، همیشه خود را مدیون اهل بیت (ع) میدانیم و تا زمانی که عاشق آنها هستیم فقط از آنها کمک میگیریم. وی با یادآوری و ذکر خیر برگزاری مرثیه در محله قبلی که در آن ساکن بودند، گفت: پیش از این در خیابان ۲۰متری کوچه شهید میرزایی ساکن بودیم ۱۵سال در این محله مرثیه گرفتیم، بعد که به محله جدید آمدیم آن را ادامه دادیم و حدود ۴۰ سال است که از اول تا دهم محرم در خانه ما به روی عزاداران حسینی باز است. زرینتاج خانم در مورد نحوه اجرای مراسم مرثیه بیان داشت: در مرثیه حسینی خانمهای عزادار حضور یافته و به نیت قبولی مرثیه، نیت بانی مجلس و قبولی حاجات، در حق ائمه اطهار (ع)، شهدا، صلحا و تمام درگذشتگان این محله، فامیل، دوستان و اقوام صلوات ذکر میکنند، بعد از ذکر صلوات یکی از خانمها تا زمان آمدن روحانی یا مداح زیارت عاشورا قرائت میکند. معمولا در مراسم مرثیه یک روحانی یا مداح حضور دارد. روحانی مرثیه در ابتدا چند مسئله شرعی ذکر کرده و سپس به ذکر مصیبت و روضهخوانی میپردازد. بعد از تمام شدن مرثیهخوانی چند صلوات به نیت برآورده شدن حاجات حاضران در مجلس فرستاده شده و با چای و خرما از مهمانان پذیرایی میشود و هر فرد اگر احسان و نذری داشت در این مرثیه پخش میکند. وی با اشاره به تعداد افرادی که به مرثیه میآیند، گفت: در محله قبلی تعداد افرادی که به مرثیه میآمدند خیلی زیاد بود البته در محله فعلی نیز خوب است ولی احساس میکنم آنجا یک حال و هوای دیگری داشت. بانوی میانسال که عمری با توسل و ذکر مصیبت امام حسین (ع) زندگی کرده است، لابه لای حرفهای خود مدام تکرار میکند، انسان باید اعتقاد درستی داشته باشد، همه چیز به اعتقاد و نیت انسان بستگی دارد، خداوند راه رستگاری را به ما نشان داده است. او طی سالهای اخیر از برخی چشم و هم چشمیها و تجملاتی که در مراسمهای روضه حضرت سیدالشهدا (ع) میبیند دلگیر و ناراحت است بهطوریکه با صدق دل و آهی که از نهادش برمی آید، ادامه میدهد: در سالهای اخیر تشریفات و تجملات زندگی زیاد شده است، قدیمها از این حرفها خبری نبود، میبینی دخترم خانه ما بسیار ساده است و هیچ نشانی از تجملات در آن نیست ولی بعضی وقتها مراسمهایی را میبینم که به اسم روضه حضرت سیدالشهدا (ع) چنان بریز و بپاشها و تجملاتی میشود که بیا و ببین. برخی افراد به منزل دیگران میروند، صرفا برای دیدن اشیای منزلشان، قدیمترها اعتقادات مردم خیلی محکم و راسختر بود. صاحب اصلی مرثیه آمده است زرینتاج بانو در تمام مدتی که درباره مرثیه صحبت میکرد چشمهایش تر میشد و شاید اگر خجالت از من نبود این گفتوگو را با چشمان گریان و بغضی که در گلو بود و هر لحظه میخواست بشکند، ادامه میداد. وی از اینکه افراد کمی به مراسم مرثیهاش بیایند دلش میگیرد، میگوید: دلم میخواهد مراسم مرثیه و ذکر مصیبت حضرت سیدالشهدا (ع) پررونق باشد. اصلا یادم نمیرود یکی از سالها با وجودی که پرچم سیاه عزاداری بر سر در خانه نصب کرده بودم و تک تک همسایهها را به مرثیه دعوت کرده بودم ولی تا زمانی که مداح بیاید تنها چند نفر اندک به مرثیه آمده بودند، دوباره به در خانه همسایهها رفته و به آنها اطلاع دادم که آقای مداح برای ذکر مرثیه آمده است لطفا تشریف بیاورید، به خانه برگشتم، طاقت نیاورده و گریه کردم، آقای مداح وقتی دید از این موضوع ناراحت هستم به من گفت،«حاج خانم چرا ناراحتی شما در خانهات را باز کردی، مطمئن باش صاحب مرثیه اینجا نشسته است حتی هیچکس هم به مرثیه نیاید صاحب اصلی آمده است»، این حرف او باعث شد آرامش پیدا کرده و دیدم قلبم التیام پیدا کرده است. بعد از صحبتهای بانو، حالا نوبت آقای ساعیپور است که در مورد هیاتهای عزاداری مردانه که برگزار میشود، صحبت کند. بهطوریکه میگوید:نام هیات ما حضرت ابوالفضل (ع) است که در سال ۱۳۵۰ تاسیس شده است. از همان سالی که مرثیه را شروع کردیم در روز عاشورا نیز این هیئات در مراسم شامغریبان به خانه ما میآیند، ابتدا قرآن خوانده شده بعد دسته زنجیرزنی با ذکر اشعاری در رثای حضرت سیدالشهدا (ع) به زنجیرزنی و عزاداری میپردازند. البته این هیات از اول محرم تا محرم سال بعد در طی سال و مراسم مختلفی که برگزار میکنند، قرآن کریم را به صورت کامل قرائت کرده و ختم قرآن میکنند. از اول محرم تا روز عاشورا نیز با برگزاری دسته ” شاخسِی” به ساحت قدسی حضرت سیدالشهدا (ع) ابراز ارادت میکنند. وی تاکید میکند: برگزاری دستههای عزاداری، پخش احسان و نذورات همه و همه بسیار خوب است ولی سرآمد همه این کارها عمل به رهنمودها و توصیههای حضرت سیدالشهداست. البته این مراسم مرثیه در هشت سال دفاع مقدس نیز همچنان برگزار میشد و نوع صحبت آقای روحانی مرثیه علاوه بر ذکر مصیبت حضرت سیدالشهدا (ع) بر تقویت جبهههای نبرد حق علیه باطل نیز صورت میگرفت و خانههایی که مرثیه داشتند به کانون همدلی همسایهها و پخش اخبار و اطلاعات رزمندگان از جبههها نیز تبدیل میشد. آنطور که آقای ساعیپور میگوید: موقع جنگ در محله ۲۰متری بودیم وقتی در مسجد حضرت ابوالفضل (ع) اعلام میکردند که برای تقویت جبههها باید کمک کنیم، من آن موقع مغازه نانوایی لواشپزی داشتم و برای رزمندگان جبههها نان پخته و به همراه سایر کمکهایی که در مراسم مرثیهها جمعآوری میشد یکجا جمع کرده و به جهاد برده و از آنجا برای رزمندگان ارسال میکردیم. پرچمهای کربلا زینت بخش خانه در طی برگزاری ۱۰ روزه مرثیه پرچمهایی که آنها از کربلا خریدهاند زینتبخش منزلشان میشود و بهجای تجملات، خانه را با پرچمهای یاحسین و یاابوالفضل زینت میبخشند تا صفا و سادگی و مرثیه بیریای این خانواده در دل و ذهن تمامی همسایهها و آشنایان به یادگار بماند. ما خاک در خانه امام حسینیم زرینبانو با بغضی که در گلو دارد، میگوید: ما هر چه داریم از دولت امام حسین علیه السلام است، ایشان به زندگی ما برکت میدهد، برخی از افراد میگویند به علت تورم شدید و گرانی سالهای اخیر دیگر مرثیه را قطع کنید ولی من به همه آنها میگویم” تا جان در بدن داریم این مرثیه را قطع نمیکنیم، ما تشریفات را دوست نداریم این مرثیه به خاطر همین سادگی، بیپیرایه و بیآلایش بودن آن تاکنون ادامه یافته است و همچنان تا زمانی که ما زندهایم ادامه دارد، ما خاک در خانه امام حسینیم”،من و همسرم عاشق امام حسین (ع) هستیم، البته ما کاری نکردهایم همه اینها از دولت ائمه اطهار (ع) است. چند روز قبل از شروع مرثیه با خدا حرف میزنم و میگویم، خدایا همه کارها را به خودت واگذار میکنم، این نذر و نیازها و احسانها را از ما قبول کن، مرثیه امام حسین (ع) را آنطور که خودت دوستداری و راضی میشوی، برگزار کن ما همه وسیلهایم. برخی از همسایهها نیز میگویند؛ “حاج خانم مرثیهات کی شروع میشود، این مراسم به غیر از ذکر مصیبت حضرت سیدالشهدا (ع) صله ارحام است، بانی خیر میشوی همسایهها و دوستان دور هم جمع میشوند و در حق همدیگر دعا میکنند. زرینتاج بانو دلش به کرامت امام حسین (ع) گرم است و حالا بدون اینکه اشک چشمانش را پاک کند و خجالتی هم در کار باشد، میگوید: به برکت مرثیه حضرت سیدالشهدا (ع) هر چه نذر و نیاز و حاجت از خدا داشتم حاجتروا شدهام و این همه عنایت اوست. حرفهای صمیمی او و همسرش که از دل برمیآید، لاجرم بر دل مینشیند و صدای اذان ظهر که از منارههای مسجد به عرش میرسد آنها را آماده نماز میکند و من آنها را با حال خوشی که پیدا کردهاند، با خدایشان تنها میگذارم. گفتوگو: معصومه درخشان انتهای پیام/۶۰۰۲۰/م