از معضل زایش مناطق حاشیهنشین تا وجود مافیاهای « اینه جعفر» در تبریز ، وحید زینالی، کتایون حمیدی/ فیلمها و برنامههای زیادی در موردش ساخته شده است. عکسها و اخبار زیادی هم دست به دست میشود و البته سوژه خوبی برای گرفتن رای در زمان انتخابات است؛ آری از حاشیهنشینی صحبت میکنم که در حال حاضر […]
از معضل زایش مناطق حاشیهنشین تا وجود مافیاهای « اینه جعفر» در تبریز
، وحید زینالی، کتایون حمیدی/ فیلمها و برنامههای زیادی در موردش ساخته شده است. عکسها و اخبار زیادی هم دست به دست میشود و البته سوژه خوبی برای گرفتن رای در زمان انتخابات است؛ آری از حاشیهنشینی صحبت میکنم که در حال حاضر از هر اصلی واجبتر است. همانطور که گفته شد جلسات و اخبار و عکس و فیلمهای زیادی از حاشیهنشینی با لغات مختلف اعم از حاشیهنشینی، مناطق کمبرخوردار، ناکارآمد و غیره و غیره وجود دارد ولی آن چیزی که میبینیم وجود حاشیهنشینی و افزایش روزافزون آن در شهراولینها است. شاید اگر اغراق نکنیم میتوان فریدون بابایی اقدم عضو شورای شهر تبریز را تنها فردی نامید که خود را در قبال حاشیهنشینی و بافت ناکارآمد شهری مسوول میداند که گواه این ادعا را میتوان در بازدیدهای پیدر پی او از مسیرهای حاشیهنشین شهر بیان کرد. از اینرو در یک روز تابستانی میزبان این عضو شورای شهر در دفتر شدیم. ساکنان مناطق ناکارآمد شهری به رسمیت شناخته نشدهاند فارس: موضوع حاشیهنشین بسیار مهم است و با اینکه مدام در این مورد حرف زده شده است ولی به عنوان یک خبرنگار پاسخ قطعی از این پاسخها نگرفتهام، آخرین وضعیت چگونه است؟ بارها از طریق رسانههای مختلف در مورد موضوع مناطق حاشیهنشین، مخاطرهآمیز و کمبرخوردار صحبت کرده راهکار را به دلایل مختلف آن را بیان کردم که به صورت رسانهای پخش شده است به طوریکه به نظر من موضوع و راهکار در خصوص حاشیهنشین مشخص است و هیچ چیز پیچیدهای در آن وجود ندارد و اصلاً موضوع تازهای در آن نیست. برای مثال من در محلهای در کوثر شرقی تبریز بازدید داشتم که یک سری مشکلاتی در آن وجود داشت و در آن بازدید یک فردی آمد و از من درخواست کرد تا به کوچه آنها نیز سر بزنم و بنده نیز بعد از طی کردن چندین کوچه باریک و هزاران پله به درب خانه آنها رسیدم و متوجه شدم که آن فرد در این خانه اجاره است و اصلاً موقعیت مناسبی در آن منزل نداشت و حتی صاحب دو فرزند کوچک و مریض هم بود و وقتی من شغل او را پرسیدم از خجالت نتوانست پاسخ من را در جمع بدهد و بعدا به در گوشم گفت که زباله گرد است.وقتی اسم حاشیهنشین را پیش من میگویند قبل از اینکه کوچههای باریک، ساختمانهای غیر مستحکم و قوطی شکل و ساختمانهای غیرمجاز و ساختمانهای سفال به ذهنم بیاید، بیشتر افراد ساکن آنجا به ذهنم میرسد که که این افراد به عبارتی فراموش شدگان شهر، تهیدستان شهر، به رسمیت نشناخته شدگان شهر هستند که از لحاظ اقتصادی و اجتماعی شناخته نشده و در شهر ساکن هستند ولی در سیستم شهری و مالکیت آنها به رسمیت شناخته نشده است. جسم و کالبد که در آنجا ایجاد شده است به علت شرایط اقتصادی آنها میباشد. اگر در دنیا موضوع مدیریت شهری وجود دارد و مجامع بینالمللی از جمله سازمان ملل اسکان بشر و سازمان یونیسف که در این موضوعات کار کرده بیشترین میزان تمرکزشان روی فقر است که فقر شهری مهم ترین آنها بوده و نمود آن همان حاشیهنشینی میباشد. ۹۰ درصد ساکنین مناطق حاشیهنشین تبریز مهاجر هستند البته در کنارحاشیهنشینی و بافتهای فرسوده با مشکل الحاق جدید روستاها به شهر هم روبهرو هستیم که این معضل به علت سیاستهای غلط در طی دهههای گذشته ایجاد شده است که البته در پژوهشهای علمی که انجام گرفته در محل صدور شناسنامههای این افراد متوجه شدیم که ساکنان بافت ناکارآمد شهر یا بافت فرسوده مهاجر هستند از سایر جاها آمدهاند و بعدها در تبریز ساکن شدهاند هر چند که نسل دوم و سوم آنها در حال حاضر متولد تبریز هستند ولی ۹۰ درصد آنها خارج از شهر تبریز هستند. در این مطالعه متوجه شدهایم که شهرستانهایی مانند اهر، ورزقان، هشترود، بستانآباد از جمله شهرستانهایی هستند که بیشترین مهاجر را در شهر تبریز دارند و این منجر به خاستگاه روستایی آنها شده است که نتوانستیم در اقتصاد روستایی آنها موفق باشیم و جمعیت روستاها را تثبیت کنیم و آنها را در محل خود نگه داریم این نیز باعث شده است تا آنها به شهرهای بزرگ بیایند که کلانشهر تبریز بهترین گزینه برای آنها بود. افرادی داریم که برای خرید نان هم حساب دفتری دارند از طرفی شهر تبریز باید پاسخگوی رشد طبیعی شهر باشد و از طرف دیگر پاسخگوی مهاجرینی که به این شهر آمدهاند نیز باید باشد و این افزایش جمعیت منجر شده تا مهاجرین نتوانند در سیستم رسمی اقتصادی کشور جذب شوند و به تبع آن الان شاهد کارگران ساعت مزدی در سرچهارراهها هستیم که شاید هفتهها سر چهار راه رفته ولی هیچ کاری پیدا نکرده است و پتاسفانه تعدادی افراد نیز داریم که فراتر از این موضوعات بوده و با یارانه زندگی میکنند و من افرلدی را میشناسم که برای نان نیز حساب دفتری دارند. شهروند درجه یک و دو وجود ندارد فارس: همه اینها واقعیت بوده و قابل کتمان نیست ولی راهکار چیست؟ اگر سازمان ملل و سازمانهای بینالمللی هدفگذاری برای انجام کارهایی دارند باید به ان توجه کرد به طوریکه برای مثال در اهداف توسعه هزاره ۸ هدف وجود دارد که اولین آن نه به فقر است یا در بخش توسعه پایدار نیز موضوع فقر را دوباره مطرح کرده است و به عبارتی در همه چیز فقرستیزی موضوع اصلی است و آن را به اشکال مختلف از جمله شعارهایی مانند “من یک مبارزه فقر شهری هستم” یا “مبارزه با فقر شهری نه با فقرای شهر” ارائه میشود. در حال حاضر موضوع شهر همه شمول مطرح است و در دستور کار شهر جدید مطرح شد که بدین معناست که هر کسی که در چهاردیواری شهری زندگی میکند شهروند محسوب میشود و نباید تفاوتی بین آنها قائل شود و شهروند درجه یک و دو وجود ندارد و تمام گروههای سنی، اجتماعی جزو شهروند هستند و همه اینها با محوریت فقر در دنیا مطرح شده است و بخش عمده تجربیات جهان نیز در این خصوص است و اگر نشستها و جلسات در دنیا وجود دارد در قالب توصیه و انتقال تجارب و افکار بوده است. لزوم استفاده از تجربیات کشورهایی که موفق دردرفع حاشیهنشین بودند برای مثال در کشوری مانند کنیا اگر اتفاق خوبی در رابطه با حاشیهنشینی ایجاد شده است طبق نطریه سازمان ملل باید این تجربهها را به کشورهای دیگری انتقال دهیم یا اگر در کشورهایی مانند آرژانتین، برزیل برای رفع مشکلات حاشیه نشین کاری انجام شده از آن را به سایر کشورها نیز تسری بخشیم. یا کشور ترکیه که از جمله کشور مطرح در سکونتهای غیرمجاز بود الان هیچحاشیهنشینی در آن وجود ندارد که به این هدف به یکباره نرسیدهاند بلکه با تجربیات جهانی و استفاده از تجربیات رسیدهاند. اگر زنی زبالهگردی میکند من به عنوان مسوول باید از شرافت او دفاع کنم فارس: این راهکارها مناسب ایران و شهر تبریز است؟ اصلاً در ایران و تبریز راهکار دومی کاربرد ندارد و یا به عبارت دیگر راه دیگری وجود ندارد و مسیر در این کار کاملا مشخص بوده و هدف ما این است که به جنگ با فقر شهری برویم که ابتدا باید فقرا را توانمند کنیم چراکه وقتی یک زن میتواند دست خود را به داخل باکس زباله ببرد و از آن طریق معاش خود را تامین کند یعنی این باشرف است و دست به کارهای دیگری نمیزند و آبروی این فرد را نشان میدهد و بنده به عنوان یک مسئول باید حساب سرانگشتی انجام دهم که چه میزان از شرف آن فرد دفاع میکنم و من واقعا نمیدانم آن فرد چگونه در خانه خود زندگی میکند و در چه شرایطی هستند. احتمالاً با واقعا نمیبینیم یا خودمان را به ندیدن زدهایم یا میشنویم و خود را به نشنیدن میزنیم چراکه برای نمونه اگر کارگاه تولیدی میزنیم که حقوق مشخص به زنان سرپرست خانوار بدهد قطعاً زنان دیگر به سمت زباله گردی نخواهند رفت و دست در زباله نمیکنند و حتی در کنار کار بیرون به خانه خود نیز میرسد و به زیبایی ظاهری خانه خود توجه کرده و شاید سعی کند تا خانه خود را به داخل شهر و مرکز شهر ببرد که این یک تجربه دنیای است. تشکیل آبادهایی مانند یوسفآباد و زور آباد در مناطق حاشیهنشین که مخروبهای بیش نیستند فارس: راهکار را در دست داریم ولی چرا هیچ اقدامی نشده است؟ ابتدا باید وضع موجود خود را در بیاوریم و ببینیم در چه شرایطی هستیم به طوریکه اخیراً یک خبرنگار از شهردار تهران سوال پرسید که میزان بدهی شهرداری چقدر است و پاسخ جالبی داد که بدهی الان یا الان! که ابن پاسخ مصداق میزان حاشیه نشینی تبریز است که اگر الان از من نیز بپرسند که تعداد بافتهای مسئلهدار در تبریز چقدر است حتما خواهم گفت که الان یا الان؟ روز به روز شاهد ناتوانی، نبود جسارت و عرضه در تثبیت هستیم و این بدان معنا است که زایش بافتهای ناکارآمد شهری اتفاق افتاده و هر روز افزایش مییابد به طوریکه اگر زمانی طبقهای در اتوبان پاسداران یا آخر عباسی یا مارالان و کسایی و زور آبادها تشکیل میشد الان طبقات فوقانی و سوم و چهارم در آنجا بالا میرود و آبادهایی تشکیل میشود که خرابهای بیش نیستند و یا حتی خارج از اتوبان پاسداران و کسایی در روستاهای اطراف آناخاتونها، باغمعروفها ایجاد میشود که بخش عمده جمعیت آنها از خود تبریز آمده است و بنده به عنوان مسئول کمیسیون شهری اصلیترین چالش شهر را زایش بافتهای ناکارآمد شهری میدانم که دلیل آن عدم توان در کنترل میباشد. فارس: به عنوان رئیس کمیسیون خدمات شهری چه پیشنهادی دارید؟ به نظر من میتوان بازه زمانی ۵ ساله را تعریف کرد که مثلاً در سال ۱۴۰۳ دیگر در شهر تبریز آجر روی آجر نخواهیم گذاشت مگر اینکه مجوز داشته باشیم و اگر این اتفاق بیافتد دیگر با موضوع حاشیهنشینی و بافت ناکارآمد روبرو نخواهیم بود و کارمان راحتتر خواهد شد ولی الان اینگونه نیست ما افرادی را داریم که با اینکه شهرداری مدام ساخت و ساز و طبقات اضافی آنها را تخریب میکند ولی باز هم آن افراد اقدام به ساخت و ساز غیر مجاز در همان محل میکند به طوریکه مجوز برای دو طبقه میگیرند ولی شش طبقه میسازند که این یک فاجعه شهری است. البته قبول دارم که نهادهای نظارتی ضعف نظارتی دارند ولی از طرف دیگر برخی بساز بفروشهایی هستند که واقعاً شهر را به هرج و مرج کشاندهاند که به عقیده من باید با هرج و مرج ساخت سازها برخورد شود و لیست سیاهی از این افراد تهیه شود زیرا چرا باید ۳۸ هزار پرونده توهین در دادگستری وجود داشته باشد ولی در این خصوص و ساخت و ساز عیرمجاز پروندهای نبوده و هیچ کسی هم نتواند به افراد متخلف چیزی بگوید. آماری از ساخت و ساز غیرقانونی در دست نیست فارس: آیا آماری از تعداد خانههای ناکارآمد در تبریز است؟ به عنوان خبرنگار میتوانید از معاون شهرسازی شهرداری تبریز مصاحبه بگیرید و گزارشی از ساختمان و ساز غیرمجاز بنویسید و حتما از او بپرسید تا میزان ساخت و ساز هر سال در شهر تبریز ، همچنین آماری از تعداد ساخت و ساز قانونی و غیرقانونی بودن آنها، آماری از تعداد ساختمانهایی که پروانه گرفته و عین پروانه ساختهاند ساخت و سازهایی که بدون اینکه پروانه بگیرند با مجوز تهیه نقشه ساختهاند را بگیرید و قطع و یقین به هیچ وجه این آمار را نمی توانند ارائه دهند زیرا آماری در دست نیست. مانور روی سفرهای خارجی اعضای شورای شهر ابعاد مثبت سفر را مغفول میکند فارس: با این اوصاف چه کاری باید انجام داد؟ چندین کار باید در شهر تبریز انجام بگیرد که اولین آنها این است که روی تجارب کشورهای مختلف مطالعه و پژوهش داشته باشیم به طوریکه شاید روی سفرهای خارجی مانور میدهیم و باعث میشود تا ابعاد مثبت سفرهای خارجی فراموش شود به طوریکه بنده به عنوان مسئول کمیسیون شهری ضرورت دارد تا کارهای انجام گرفته در زمینه حاشیهنشینی در کشور مکزیک و یا آنکارا را ببینم و اگر واقعاً به ابعاد مثبت این موضوع توجه کنیم میتوان با حاشیهنشینی مبارزه کرد. در کل اولین وهله استفاده از تجربیات موفق است اما نباید با آزمون و خطا جلو برویم بلکه بهرهوری باید در کار پیش گرفت و نباید هزینه دوباره انجام داد و دوباره کاری کرد چراکه وقتی فردی مسیری را رفته است میتوان از تجربه آنها استفاده کرد که مهمترین تجربه جهانی این است که ابتدا حاشیهنشینان را به رسمیت شناخت آنها است و این یعنی اینکه اگر به محله حاشیه نشین میرویم و درصدد بازگشایی مسیری هستیم باید خانهها در این مسیر را به رسمیت شناخت و نباید به آنها بگوییم که مالکیت شما را به رسمیت نمیشناسیم و این زمینها برای منابع طبیعی است چرا که در این صورت حالت همان شکل خواهد بود ولی اگر بگوییم که با هر حال اگر سند ندارید و قولنامهای یا عدوانی و منابع طبیعی است باز هم من تو را به رسمیت میشناسم و سر میز مینشینم تا یک مذاکره انجام دهیم و این تجربه آمریکای لاتین، مکزیک، کلمبیا و برزیل است که از جمله کشورهای موفق در این زمینه هستند. با دیدگاه به رسمیت شناختن ساکنان مناطق حاشیهنشین میتوان کارهای خوبی انجام داد البته در تجربه خود تبریز نیز میتوان به محله ۴۰ متر اشاره کرد که ۲۷۱ خانه مورد توافق شهرداری قرار گرفت و با دیدگاه فوق و رسمیت شناخته شدن آنها توانستیم در کمترین زمان با توافق این خانهها تخریب کنیم ولی در حال حاضر ۳۰ خانه باقی مانده است که شهرداری پول را تمام کرده است و به جای اینکه آنها را به رسمیت بشناسد اعلام کرده است که آنها را به مسکن شهرسازی و مسکن و شهرسازی سپرده و در مقابل این اداره نیز اعلام کرده است که زمینها برای مسکن و شهرسازی است و باعث شد تا سالها این موضوع راکد و به صورت مخروبه بماند. یا در مسیر دیگری مانند اسد گولی چندین خانه در آنجا هستند که شهرداری توافق برای تخریب دارد ولی در مقابل مسکن شهرسازی اعلام میکند که این زمینها ملی است گرفته شده است و نباید پولی به آنها بدهیم که نتیجه این کار آن میشود که اسدگولی چندین سال است که همچنان راکد باقی بماند از اینرو اولین قدم این است که باید آنها را به رسمیت شناخت و از انجایی که وظایف دولت در تأمین مسکن است از این رو قابل دفاع است که دولت به هر شکل ممکن کمک کند تا شهروندان دارای منزل شوند. تجربه دوم این است که سیاستهای تشویقی که منجر به ارزش افزوده در مناطق شود را ایجاد کنیم یعنی با ایجاد توجیه ساخت چند نفر سرمایه گذار را برای سرمایه گذاری جذب کنیم که این اتفاق در ترکیه انجام گرفته است و تجربه ترکیه این است که این کشور با تصویب قانون نوسازی مشکل حاشیهنشینی را در بازه زمانی ۱۰ ساله رفع کند. فارس: در تجربه ترکیه چه کارهایی انجام گرفته است؟ برای نمونه آنها بلوکی را به مساحت ۲۰ هزار متر مربع و ۲۰۰ خانه و ۸۰۰ نفر جمعیت را انتخاب میکنند که این بلوکها در کوچههای کج و تنگ هستند و به عبارتی ۹۰ درصد این مناطق مسکونی است ولی با تعیین عرصه و اعیان و قیمت به روز این محلات به مذاکره با ساکنین میپردازند و از اول شروع به ساخت و ساز کرده و معابر مناسب، مسجد، مدرسه را ساخته و در نهایت کمتر از ۵۰ درصد منطقه مسکونی شده و بیشتر معابر و فضای سبز و غیره میشود. این همان نظریه اصالت بخشی است که برای یک محل هویتی ایجاد میشود و به تبع این هویتبخشی محلهای که قبلاً جای فقیرنشین بود به بهترین منطقه و محله تبدیل شود که نمونه این تجربه در آمریکا صورت گرفته است. ۱۰ سال پیش در شهر آنکارا محلههای حاشیهنشین زیادی وجود داشت ولی با استفاده از همین راهکارها در حال حاضر هیچ حاشیهنشینی در شهر آنکارا وجود ندارد. البته حالات خود مالکی و توانمند سازی نیز وجود دارد که این نیز یک روش لکهای خواهد داشت و زیاد مثمرثمر نیست. فارس: همانطور که گفتید راه حل وجود دارد ولی دلیلی اصلی عدم اجرای این روشها چیست؟ بهترین حالت این است که خود دولت، شهرداری، مسکن شهرسازی وارد عمل شده و با رصد و به صورت انبوه از روشها و تجربههای کشورهای دیگر نیز استفاده کنند چراکه ساخت ۴۸ هکتار بافت ناکارآمد از نان شب نیز واجبتر است و باید هر چه سریعتر انتقال یابد. جمعیت مصوب در این ۴۸ هکتار ۱۲ هزار نفر است که من مدعی هستم که بالای ۳۰ هزار است چراکه این برای نقشههای سال ۱۳۸۴ است. لزوم اصلاح و بروزرسانی نقشه بافت فرسوده فارس: آماری از تعداد مناطق ناکارآمد و محله ناکارآمد در دست است؟ به محلات مرز نداریم به طوریکه وزارت راه و شهرسازی در سال ۱۳۸۴ مطالعه روی شهرهای کشور انجام داده است و برای هر کدام از این شهرها و نقشه بافت فرسوده تعیین کرد که برای شهر تبریز ۲۵۰۰ هکتار نقشه طرح کرده است که یادمان نرود که این نقشه برای سال ۸۴ است که همه آنها یک طبقه بودند ولی الان در سال ۹۸ هستیم و طبقات فوقانی زیادی ساخته شده است و حتی بافت فرسوده زیادی نیز کاهش یافته است ولی در عوض محلاتی نیز داریم که سه شاخص بافت فرسوده از قبیل نفوذناپذیری، ریزدانگی و ناپایداری را دارد ولی اصلا جزو نقشه نیامده است که برای مثال میتوان به منطقه یکه دکان به طرف امیر باغی اشاره کرد که بافت آنها کاملا فرسوده است ولی در نقشه بافت فرسوده قرار ندارد از اینرو پیشنهاد میکنیم تا این نقشه اصلاح و به روز شود چراکه اگر روزی برای بافت فرسوده وامی دهند این وامها مطابق این نقشه اعطا میشود و آن افرادی که در این محلات ساکن هستند نمیتوانند وامی بگیرند. پدیده پنهان کردن مناطق حاشیهنشین با ساختن مجتمعهای مسکونی در اطراف منطقه حیدر آباد یک لایه آپارتمان کار کردهاند و به عبارتی این منطقه را با مجتمع الهیه مخفی کردند به طوریکه فردی که از فرودگاه به هتل شهریار میرود در مسیر خود آپارتمانها را دیده و با بافت فرسوده روبرو نخواهد شد در حالیکه یک مستطیل به پهنای ۳ کیلومتر و به طول ۸ کیلومتر هستند و اصلا صحبت محله نیست و به عنوان کمربندی حاشیه شهر هستند. حاشیهنشین فقط خانههای اتوبان پاسداران نیست فارس: البته حاشیهنشینی فقط مختص پاسداران نیست و در قسمتهای دیگر شهر نیز وجود دارد که از چشمها دور ماندهاند. دقیقا درست است چراکه وقتی نام حاشیهنشین میآید همه به یاد اتوبان پاسداران میافتند در حالیکه در مارالان ما منطقهای به نام زورآباد داریم که کوچههایی با شیب ۱۸۰ درجه داشته و جمعیت زیادی نیز در آنجا ساکن هستند. نزدیک به ۶۰۰ هزار نفر حاشیهنشین در تبریز وجود دارد فارس: ۱۰ سال است که جمعیت حاشیهنشینی را ۴۰۰ هزار نفر اعلام میکنند، به نظرتان آمار واقعی است؟ معمولا ۴۰۰ هزار نفر حاشیهنشین میگویند که من این آمار را قبول نمیکنم و اگر بخواهیم حساب تعداد حاشیهنشین را به دست بیاوریم شاید نزدیک به ۶۰۰ هزار نفر باشند که در این آمار تعداد بافت فرسوده نمیگویم و این آمار فقط حاشیهنشین است که نیازمند مطالعه میباشد. بسازبفروشهای شیک و پیک ساکن بالاشهر که عامل ساخت و ساز غیرمجاز مناطق پایین شهر هستند فارس: اخیرا در نزدیکی مزارستان بقائیه مارالان ساخت و سازی بود که کنار قبر انجام میگرفت، آیا نظارت و توجهی به این موضوعات نمیشود؟ متاسفانه تعدادی از افراد هستند اقدام به ساخت و ساز غیرمجاز در بافت ناکارآمد شهر میکنند و به شهر آسیب میزنند که باید این افراد را شناسایی کنیم و اجازه ندهیم تا همانند بخش سد معبر افرادی مانند جعفر سوزن(ایینه سوزن) شهر را به هرج و مرج بکشند چراکه این افراد خودشان با لباسهای شیک و خودروهای مدل بالا ساکن مناطق لوکس شهر هستند و ساخت و ساز غیرمجاز در مناطق حاشیهنشین میکنند. هر یک ساخت و ساز در شهر سهند خیانت به شهر تبریز است فارس: اخیرا یک شرکت ترکیهای مقرر شده است تا واحدهایی در شهر جدید سهند بسازد، آیا راهکار مناسبی است؟ یکی دیگر از اشتباهات بزرگ این است که باز هم در منطقه سهند ساخت و ساز انجام دهیم و به عبارتی هر یک ساخت و ساز در شهر جدید سهند یک خیانت به شهر تبریز است و این اقدام به دست هر کسی که باشد یک خیانت است و بنده به عنوان یک کارشناس این شهر اذعان بر این موضوع دارم ساخت و ساز به نام تبریز در شهر جدید سهند یک اشتباه و خیانت میباشد و چرا که این اشتباه استراتژیک تاریخی در مکان یابی سهند و ساخت پنجاه هزار خانه در این شهر جدید بیاثر بود و اگر مکانیابی درست انجام میگرفت و در شهر تبریز ساخته میشد در حال حاضر ۱۸۰ هزار نفر از حاشیهنشینان را ساماندهی کرده بودم که این یک فرصت تاریخی بود و نباید اشتباهمان دوباره را تکرار کنیم. فارس: بارها در مورد شرکت کوزی گروپ ترکیه برای ساماندهی مناطق حاشیهنشین تبریز صحبت کردید ولی تا به امروز به هیچ نتیجهای نرسیده است. وقتی اسم این شرکت سرمایهگذار ترکیه را آوردم محکوم به این شدم که که با یک شرکت بده و بستان دارم در حالیکه آیا کنترل من در این شهر بسیار سخت است و شهر با وجود این همه نهادهای نظارتی عاجز از این است که من را کنترل کند؟ در حالیکه بارها بنده گفتهام که هر شرکتی توانمند را سراغ دارید که رانت خواری نکند و وارد عمل شده و حاشیهنشینی را رفع کند را معرفی کنید در حالی که عملکرد شرکت ترکیهای در ایران جواب داده بود و توانستهاند در پرند و پردیس در کمتر از یک سال ۱۲ هزار واحد مسکونی ساخته بود و این یک توان و ظرفیت است که باید از آن استفاده کرد و حتی آنها نیز بسیار مشتاق بر ساخت و ساز بودند و ۱۰۰ هزار واحد را برای یکسال نیز آماده کرده بودند ولی متاسفانه به سرانجام نرسید و من هم چقدر میتوانم از حاشیهنشینی بگویم و نتیجهای نگیرم. بنده ناگزیر پیش امام جمعه تبریز، استاندار و سایر ادارات رفته و نامه دادم تا کمک کنند در حالیکه برخیها هم در این میان مدعی شدند که من حاشیهنشینی را ابزاری برای ورود به مجلس شورای اسلامی کردهام در حالیکه انتخابات مجلس تمام شد و من شرکت نکردم ولی همچنان تمام روز و شب من در این مناطق سپری میشود. نباید فرصتها را از دست دهیم بلکه باید از ظرفیتها استفاده کنیم من وقتی از شورا ناامید میشوم و شهرداری ناامید میشوم از مسکن شهرسازی نامیده می شوند در استانداری را نیز اگر نتیجه نمی دهد به امام جمعه می روم در همه جا هستم اعضای شورای شهر جایگاهی در ستاد بازآفرینی شهری ندارند فارس: همچنان پاسخ سوال خود را نگرفتهام، به نظر شما چرا هیچ کاری انجام نمیگیرد آیا حاشیهنشینی برای آقایان منفعتی ندارد؟ نبود اراده در رفع مشکل حاشیهنشینی عامل اصلی است که البته در جلسات ستاد بازآفرینی دستگاههای مرتبط شرکت میکنند که آخرین خروجی بازآفرینی استان این بوده است که ۲۰ هکتار در شهرک طلاییه همیاری، ۱۳۰ هکتاری در شهرک جوانان در انتهای اتوبان پاسداران اختصاص یابد که این روزنه امیدی را نشان میدهد تا در سهمیه ۱۰ هزار واحد سهمیه استانی که ۶ هزار آن برای تبریز است بتوانیم در محدوده شهری وارد شویم که من نگران این هستم که این کار نیز در پیچ و تاب زمان گیر بیافتد و نتیجهای حاصل نشود. این عضو شورای شهر در ادامه صحبتهای خود از نبود جایگاه اعضای شورا در ستاد بازآفرینی شهری گلایه کرد و تصریح کرد: بخش عمده تصمیمگیریها و سیاستگذاریها برخلاف تجربه دنیا، دولتی است در حالیکه در دنیا نقش دولت در مدیریت شهری و بافت ناکارآمد تسهیل کننده است نه تأمین کننده! و از تجارب سرمایهگذارها، دانشگاهیان و غیره هم استفاده میکنند. خود مسکن شهرسازی تا به امروز یک متر مربع از زمین را برای حاشیهنشینی اختصاص نداده است و یک زمینی به مساحت ۱۷۰ متر مربع داده است که هزینه آمادهسازی و محوطهسازی ان از خرید زمین در جاهای دیگر بیشتر است. فارس: آیا حرفی در خصوص حاشیهنشینی باقی مانده است؟ بنده بارها در جلسات شورای شهر جلسه تذکراتی میدهم ولی متاسفانه در همان تذکر باقی میماند و بارها عرض کردهام که دیگر دست ما برای مردم باز شده است چراکه ۵ خانه در منطقه بهشتی دچار رانش شد ولی ما نتوانستیم به آنها خانه بدهیم در حالیکه در شهری که ۲۰۰ هزار خانه در خطر است ما توانایی نداریم تا برای پنج نفر خانه بدهیم و این فاجعه بار است. دیر یا زود خطری در شهر تبریز ایجاد میشود ولی کسی پاسخگو نیست و واقعا نمیدانم چه کسی باید نسبت به آن حساس شود و چرا همانند قطع درختان ارسباران نسبت به این موضوع نیز حساسسازی نمیشود از اینرو از رسانهها میخواهم تا من را در این موضوع یاری کرده و موج و حساسسازی ایجاد کنند. برای دیدین گزارش تصویری حاشیه نشینی تبریز اینجا را کلیک کنید. انتهای پیام/۶۰۰۲۷